Machine transcription
طوق قمری بر سر سرو قد کوته بست
گر صبا بخت زلف ترا در چین گلاب
سوی ما چون مژه از ناز کشاید کان شوخ
زان کنم گریه به پیش تو بهنگام وصال
یاد ما دام دو چشم و لب چون پسته او
گر چنین آب بکار کون رود از سیل سرشک
خواب در دیده بیدار نه بیند در خواب
گر صدف قطره باران در یکدانه کند
بیکمان روز سبب سبب می آرد
نور و بخش است بکاشانه ام از بس طرزی
سرو را جلوه قد تو در لباس آب کند
مشک را در جگر نافه چو خوناب کند
خواب چشمش مژه را پنجه رشکاب کند
دیده را دیدن خورشید پر از آب کند
اشک را بر مژه ام دانه عناب کند
چشمه چشم مرا سمر سر خاب کند
چشم شبنم بکجا وقت سحر خواب کند
اشک را دیده من کوهر شاداب کند
هر که از عین سبب تکیه بر اسباب کند
سینه را خانه من پر تو مهتاب کند
جواب صائب در کابل گفته
ترک چشمت در س افسون کر چنین از برکند
از دو سو مژگان او گردلم تازد چنین
رشک رخسار عرق آلودت بر طرف باغ
دقت آن آتش رخسار حسن را که در بزم وفا
در دل صد چاک دل تخم وفا افشانده ام
بسکه دارد چاشنی لعل لب شیرین تو
میلوا بانین کل مه تن کوت پس بگرد و رشیطنی
سیرم می پستان بگذری از روی ناز
صائت پرواز شهرت نیست معنی سیخ
سرمه را چشم تو چون مژگان زبان آور کند
بر دل من صحن گلشن را صف محشر کند
اشک شبنم را بروی غنچه ها جن کند
چون سپند از شوق رویت رقص در مجمر کند
دانه امید ما تا از کجا سر بر کند
زهر را در کام جان پر شهد چون شکر کند
در چمن چون عندلیبم ناله کردن سر کند
تلخی با دام چشمت زهر در شکر کند
در سخن طرزی دو مصرع کار بال و پرکند
جواب واقف گفته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
