Machine transcription
تی گلکشت کشمر چین مدعای حسن میجوشد
زرقتهای رنگ خرم آوار ها خیزد
بخرم کشتم از جاچو آن بالا بلاخیزد
بصد قتل من یک قطعہ مبارک صاحب
اگر تمثال تصویرش رخ از آئینہ بنماید
در تم چون نقش خاتم عکس در مهتاب
بدوش ماز شلک چین ما چین در رفتن آید
اگر موی زلفش خطائی از خطا خیزد
چو نی از بند بندم گر چنین شور فغان جوشد
ز نقش بوریا برسم ز پهلویم صدا خیزد
بهر محفل که با آن دست نمکین پای بگذارد
حنایک قد ز شرم پائی نمکین بناب
مقابل گر شود آئینہ بارویش زحیرانی
بسان موی جوهر بر تن آینهیا خیزد
بهر راہی که بگرام ز ناز آن شهسوار من
بدمبالش بسان کرد از جا نقش پاخیزد
ز بس از چشم مستش جوش رفتن بیخودی دارد
چو موج می ز روی خاک نقش بوریا خیزد
دهدگر رخصت نظاره کردن ذوق رخسارش
سواد موی چینی ہمچوژ کام ز جا خیزد
بہ پیش زن سنگ کوه تمکین و قارا و
گرانی از دل کهسار بر دوش صدا خیزد
چو باد دامن گردون غبار فتنه انگیزد
نگاه گروبا و از بیقراری آسیا خیزد
بذوق قطع راہ کعبہ مقصود کوی او
زخاک نالہ دل ہر نفس بانگ در اخیزد
ز شرم ناخن دست نگارین کسی طرز
چو بوی برگ گل از پشت ناخن حاصب
بر طبق بیدل در کراچی گفته
زبس گردکدورت از دل پر درد برخیزد
فغان تا میکشم بر لب نفس چون گرد برخیزد
چنان در خدمت اہل صفا کسب صفا کردم
که زیر پای من آئینہ جای گرد برخیزد
ز بس اشعار من برجستگی دارد ز قد او
چو سرو تو ام از دیوان من هر فرد برخیزد
شرار داغ دل گرمی ز بس چون شاله می بیند
دران محفل که یا دزا هد دل سرد برخیزد
تظاز بسکه دز دیدم زرنگ زر د محتاجان
ز مژگانم که چون رشتپای زرد برخیزد
بصحرای جنون چندان سیدن وحشتم دارد
که نقش پا ز جا چون کرد با د اور د بر خیزد
زبس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
