Machine transcription
شد بره ای دردسر پیدا کردم توتیا
ذوق در راه محبت دانه صد آفت است
نشه شار مست نرگس مخمور او
سعی کارپیشه دراز کار گر آرد خبر
بیکر رنگ قصر هستم فنا آماده است
بسچه آب از خود روان گردم کلین جویگر
میکشیم طرزی جوخاک روضه بغداد یاد
چون غبار از جا مبادا بیش بادم برد
بیقرار بهای دل سوی صیادم برد
در میان شیشه نامک پریزادم برد
نامهای میتون تا پیش فرهادم برد
جنبش مژگان همی ترسم که بنیادم برد
چون رعنا یا خرام سر و آزادم برد
دجله اشکم روان تا خاک بغدادم برد
از طبع خود در کراچی کفته
گلزاری که از جا آن بت فرنگ برخیزد
لب آن غنچه لب در سن تکلمی سخن دارد
ز ترشح های گل در بس گران از جای بنخید
بقا نو نم فریاد لب در شته می بندد
اگر حسن رخ او جلوه بر کهسار اندازد
نهان از عکس لعلش می درون جام مینویم
در ان گلشن که نقش جلوه اش جاوید دانم تو
بغر نور شر ایام نقش فتنه بیند
موی سردار قد مستاح صیقل گل دارد
سرد پا بوس چندین خاندان بروی خاک افتم
کسی کرباده عشقش زجام بزم آکاب
چواشک از لغزش پائی بدامان خارم
ز در پهلوی نازک مزاجیها دلم طرزی
صدای عندلیب از هر شکست رنگ برخیزد
تبسم چون رگ کل از دهان تنگ برخیزد
بسان کرد از برپای لخت رنگ برخیزد
که جای تتره موج می ز تار چنگ برخیزد
چو فرغانم زجا ر کهای روی سنگ برخیزد
که جای موج دود از ماده گلرنگ برخیزد
رز ویم رنگ چوطی از پیش صد تنگ برخیزد
چو گردون ناقش مرجا بصدر نیرنگ برخیزد
ببازی در میان شکوه کردن جنگ برخیزد
بمیدانی که از جا کرد پای تنگ برخیزد
ز طبعت نشه دهم خیال بنگ برخیزد
چو پای شوق آید منزل فرسنگ برخیزد
بوسه نا یک سرو گردن وی سنگ برخیزد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
