Machine transcription
طبع نبود پیش ازین بخود حیرت آشنا
شوخی جلوهاش مرا آینه سان ز کار برد
موی دماغ میشود هرچه بدل گران بود
فطرت طبع نازکم شیر بکوهسار برد
دلبر ناز پرورم دست تسلطش رسات
حسن چمن قبای او بوی گل از بهار برد
بسکه گسست دست غم رشتهٔ تار چنگ من
ناله ز پرده محو شد نغمه ز روی تار برد
قطره شبنم از حیا ناز کند بروی گل
آب گذار خجلتم خاک بکوی یار برد
در سر بزم میکشان گرمی هست سر بوشش
از سر من بیاد نگه در دسر خمار برد
کبک دل و همای جان از کف طرزی حزین
چنگل مار باز اور زود تر از شکار برد
به روش بیدل سکرابجی کفته
بسکه بیخود ز خود آن شوخ پریزاد م برد
آمد از دور فراموشی و از یادم برد
ربط آن طرهٔ مشکین بمران تاب و کره
تاب چالاک دل شانه کشا د م برد
عاقبت ناله براتش چو سپندم افکند
دور از بزم تو این شوخی فریادم برد
دل آزاده بیک لطف شود بستهٔ دام
خندهٔ چاک قفس جانب صیادم برد
از تنم فتنه بس کرد ضعیفی خیز
ناله تا سوی لب چو نفس باد م برد
خود فراموشیم از رنگ فراموشی است
یادت آمد بدل و خود بخود از یادم برد
در خرابی دلم سعی چه حاجت دارد
یاد سیلاب جاطاقت بنیاد م برد
عشق معشوق ز یک پرده برون آیند
اشک شیرین بمرشته فرهاد م برد
بال پرواز نگاه تو چه سستی دارد
که ببر تا بکوی پریزا دم برد
زان فراموش شدم از رهٔ دانش طرزی
خواست در رسم و ره از خاطر استاد م برد
برطرز بیدل در کراچی کفته
بسکه ذوق بیخودی هر لحظه از یادم برد
نقشی بر رسم که آن سوی پریزادم برد
ارزوی ناله میباید مرا بر باد داد
سوی آتش چون سپند اواز فریادم برد
متبدیر ز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
