Machine transcription
جرم زمین ریخت برآب روان
باشد و او نیست وجود همه
شد ز نظر دور ز عین حضور
گشته نهان رنگ تماشای او
دیدن او در خور هر دیده نیست
دیده بیدار و ز تار نظر
جلوه کند هم بر و ز آفتاب
رنجه مکن دیده بیننده را
باج غیرت بجگر میخورد
پر خرد را مر و راه او
از کرم او شده بالا نشین
لعل و گهر در جگر کان ز تو
تاب دو رشته یکتای جان
هست نگهبان سپهر درسبا
از رخ خورشید سیاهی سترد
زنده دم یکدم او آدمست
وز نفست روح مسیحا دمت
زنده بتوزندگی مشت خاک
مونس شام غم غمخوارگان
روی زمین را تو بهستی دمی
چاک شد از بیم زبان قلم
حلقه فلک لب سیه و در آن
پیشتر از بود و نبود همه
بسکه عیانست ز نزدیک و دور
بسکه هویداست تجلای او
دیدن او گرچه بعین دیدن است
دیده کور کن ای بی بصر
تا که بر چشم تو بر پر حجاب
ور نه ببینی رخ بیننده را
در حرم او دل و عقل و خرد
عقل کی برد درگاه او
دانش و عقل و خرد دوربین
گوهر دل در صدف جان نهاد
عقد کن گوهر ستبارگان
روز و شب از عجزه دان بارگاه
مشعله داری کواکب سپرد
هستی او هست کن عالمت
ای ز دست جان دم آدمست
جان ز تو جان یافته ای جان پاک
چاره گر چاره بیچارگان
چرخ برین را تو بلندی دهی
خواست قلم حمد تو ساز و رقم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
