Machine transcription
۲۱۳
کسی گرچون که با چشم ترش مسناکرد
رحم هم سعی خود چون ذره یک قدم حاکر کرد
اگر دیوانهات هوی زند در دامن صحرا
دل کوه از گرانبها سبک همچون صداکرد
بطوف کعبه دلدار سپند من مکارش
بسعی نارسامرغی اگر حال صفا گرد
باین روی عرق ریزار بگلشن بگذرد یارم
زخجلت قطره شبنم بروی کل هوا کرد
زبس کرد کدورت از سرم نام بدان
رویم کرد رنگ از جا گران بامی ساگرد
برآید سروچون قدانگه از دیده ترمی
بعزم جلوه در گلشن جو آن بالا بلاکرد
به ترک صید مطلب از سر کوشه اندازد
گر از بهر ریاضت چون کمان قد دوتا کرد
رئیس شعر تو تقطیع عبارت میکند طرزی
چو حرف متفصل از لفظ او معنی جدا گرد
من اشعاره
ز حرف لاف بیجا کاهلان خاموش میکردد
درون خم شراب پختگی پرجوش میکردد
بهان کف زیمغزی سبکردی هنگام
سری هرکس که خالی از شراب هوش میکردد
بهان غنچه از صد جا گریبان چاک میسازد
زبس دلتنک پیش آن خاموش میکردد
بهنگام سخن از لب شهوار میریزد
بمانند صدف هرکس سرا پا کوش میکردد
کجوچون دارحلقه سینه تکم نهان سازد
حبابی کنفس کی بحر را سرپوش میگردد
زتاب آتش حسرت اگر در آب بنشانی
چراغ تک یاقوت از کجا خاموش میکردد
خط ساغرچوتار چنک درفریاد می آید
دران محفل که ساقی آن لب نیوش میکردد
ز بس بدستم از جام نگاه سر پوش سا
بمحفل هوش سرجای کو دوش میکردد
چو موج از سرخوشی آغوش در پامیزنم بیرون
بخاطر چونکه طرزی یاد آن آغوش میکردد
من مطا یباته
با رویت آفتاب برابر نمیشود
آیینه مثل عارض دلبر نمیشود
نقص صفای دل نشود اختلاط غیر
از عکس کافر آینه کافر نمیشود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
