Machine transcription
صحبت بد گوهران کامست کنه ناکام تلخ
لذت از شکر برد چون میشود بادام تلخ
میکند تسلی گوارا در مذاق میکشان
باده پر زور باشد هرقدر در کام تلخ
بر امید مطلب انسین بیقرار افتاده ام
خواب راحت میشود در دیده ایام تلخ
ذوق یاد بوسه لبهای شیرین کام را
شهد را چون زهر میسازد بکام جام تلخ
استراحت را خیال رنج زحمت میکند
شد ز با دمرک بر دل عشرت ایام تلخ
جامی ذوق جوانی عیش پیری کام
زندگی یعنی بود ز اغاز تا انجام تلخ
زهر از دست محب لوزینه شکر بود
کام عاشق کی شود از تندی دشنام تلخ
خواب راحت شود شور غوغایی کس
شهد را بر طبع چون حنظل کند ابرام تلخ
گفت بیدل طرزی این تلخی ز خامی میکشد
در دمی آید برون از چوبهای خام تلخ
ردیف الدال جمله دیوان طرزی صاحب
بردرت هر کو رخ از صدق و صفا میارد
بر سرش نور تجلی خدا میبارد
نیست این اشک گلگون که فشاند چشمم
در ره دلبروان نوحا میکارد
ناله کش نغمه قانون محبت کرد د
هر که در پرده دردت بنوا میزارد
هر قدر رفته ام از خویش رفتم از هوش
پای خوابیده ما دست عصبی دارد
کم نگاهی و تغافل بتو میزیبد و بس
گریه وزاری و فریاد زما میبارد
ایشر از گریه من دانه مهر تو دمید
اشک در دیده ما تخم وفا میکارد
غنچه هر مژوه چون غنچه بگلن رنگین است
بسکه خون جگر از دیده ما میبارد
هیچ زاری من زار بکو شت رسید
طرزی هر چند به غیبت بنوا میزارد
جواب صاحب در دمشق شام کفه
خم چو در دل باد آن لبهای میگوش آورد
خون می را در دماغ شیشه در جوش آورد
بسکه در میخانه حسن تو می بسیار خورد
چشم مست را نمره اثر بر دوش آورد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
