Machine transcription
خون کرده است نافه غزالان ختن
تا که خال عنبرین با چشم او پیوسته است
قطره چون از خود بشوید دست دریا میشود
شد باد پیوسته طرزی هر که از خود رسته است
جواب شوکت در کابل گفته
از بسکه دلم بیخود ان چشم سیاه است
تیره مژه در دیده من تار نگاه است
در زلف تو از بسکه دلم آه کشیدم
چون بر سر تو گنبد دوار سیاه است
چاه زنخ و خال سیاه و خم گیسو
دلوست که با رشته بهم بر سر چاه است
از جوش خطر قعطر موج بلایم
چون پل سیلاب فنا چشم براه است
از بسکه دل از ترکش تو کله خود
چون شهر پر شاهین بسرم پر کلاه است
طرزی چگنی شکوه ز بس معصیت چشمش
خال رخم از تیرگی جرم گناه است
من طبعه
تا نقش مسیح دستام بدر نوشته است
خاک در توافسر بر سر نوشته است
خط نیست انکه بر رخ دلبر نوشته است
نام شکر بمشک و بعنبر نوشته است
هر چند بعد تر ز همه آمدی و لیک
نام تو پیش تر از همه بر زر نوشته است
هر سو که بنگرم بجز از دوست ننگرم
از بسکه نقش دوست کر در نوشته است
نقش دهان تنگ تو ای افتاب حسن
از ذره دیده ایم که کمتر نوشته است
شیرین لبان ز شوق مگر بر بیاض چشم
نام لبت بشیر شکر نوشته است
عکس هم آب صاف کل الود میشود
نقش مرا ز بسکه مکدر نوشته است
بی باده چون توان گذرند ازل قضا
رزق مرا بجام دباغر نوشته است
وصف رخ و دهان ترا مردمان چشم
بر دیده نقش جنت و کوثر نوشته است
تا خط کشید یار دل از صفحه نجات
خط سنجا تم از خط دلبر نوشته است
طرزی چوپای بر خط فرمان حق نهاد
حکم روان تیغ تو بر سر نوشته است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
