Machine transcription
مرا زتنگی فرصت زبسکه حوصله تنگست
بهار زندگیهم غنچه سان ببدن رنگست
براه کوی فنا میروی شمرده قدم نه
که پیش میمیرمغش پای کام زلنگست
درین زمانه حریفان بازساده نگاری
زبسکه رنگ بکست کس تخت نه برنگست
بحرف لاله روها طلســـتان مروآرد
که الفت دل پر کین شان چو چشم پلنگست
زبازی فلک کاسه باز باک ندارم
مرا که بار در آغوش جام باده بچنگست
براه عشق چوخوابی شکیب از دل طرز
که عشق و صبر بهم وصل آبکینه و سنگست
رطبق بیدل در کابل کشته شد
چشم و مژه شوخ تو آماده جنگست
ابروی کحت رخنه گر ملک فرنگست
در پرده نومیدی دل بسکه طپیدم
سینا دلم راه نفس باز ترنگست
از زیر فلک آن همه وحشت زده رفتم
گردون پر اخت زنم از پشت نهنگست
مژگان تک دید من از ناز گهر
تار مژه و دیده او چون رگ سنگست
ای بوالهوس از شورش عشاق حذرکن
چون شمع مرا دیده تر کام نهنگست
آخر چو کمان خاک نشین کشت خجلت
بال و پری چون پر پرواز خدنگست
مضمون دهانش بدل تنگ چو گفتم
دل نعره برآورد که این قافیه تنگست
یک صید سر از دام خیالم نتوان برد
از حلقه دامم که پرده تار رنگست
محروم ز دیدار تو ناگشـــته ام از غم
دل گریه بدستست و بغض ناله بچنگست
از بسکه طهر رنگ بها جلوه فروشند
طرزی نتوان گفت که دلدار چه رنگست
جواب صائب در فندهار گفته
بی کل روی تو ای کل باغ دیدن مشکلاست
چون کل رویت نباشد باغ هم دلتنگ است
دانه خال تو مرکز غیر دام زلف نیست
سیفت در دام هر کس کلخجالت رنگست
با و سالش کی رسم هر چند دستا بازم
گز سرشک خویشتن پیوسته پایم در گلست
مادر نعش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
