Machine transcription
زاھد از سبحه سر رشته آورده بکف طرزی از بہر فریب این ہمہ دست درازست
جواب صائب در قندھار کھتہ
زلف سیهت ہمچو شب ہجر درازست مژگان تو بر کبک دلم چنگل باز است
کوچک شدۂ عشاق تو از راست روانا اخیار مخالف نہ بندکان مجاز است
صیدیم درین دشت که از طالع واژون سر خط نجاتم بکف سینه باز است
با خویش بکو راز دل خویش حذر کن کس نیست درین پرده که او محرم رازست
ما را سر تسلیم در اتیغ تغافل ما را ہمگی عجز و نیاز او همه ناز است
طرزی همه عنقاست درین هشت بشش آنرا کہ بفیضان سحر دیدہ باز است
در روشن بیدل در کابل گفته
بسینه فیض سحر مرکز انظر باز است ہمیشہ دیدہ بکشتن چشم شہباز است
هزار نخته رنگین بود بسینه من که عکس دل ز رخت شرح گلشن راز است
کجا ز باز نگاه تو دل خلاص شود کہ جنگل مژہ ات ہمچو چنگ شہباز ست
گنجشم تو بازی کر پر یزاد است زبسکه چشم تراطرز شوخی و ناز است
زبان طرز نگاه ترا نمیدانم کہ حرف چشم سیاه تو سرمه آوازاست
حسود اکرد ر آسیب است بر رخ من بهر طرف که نظر میکنم دری بازت
ز مهردن چه دہی ہم از قضا حاسد کہ دل چو شمع ببرم حضور سرمازست
کسی بخانه آئینہ یکدمی نه نشست دکان بسنه آئینہ در ی باز است
اگر نور است شوی چرخ مخالف فیضان چو ساز کوک شود تار ایک آواز است
زبسکہ ترک تعلق ز دوستان کردم بمرکز نفس باران مرا لب کار است
سواد خاتمت کار خود بخت بخوان که طرزی دفتر انشا م کار آغاز است
بر طرز حافظ در کابل گفته شد
ببالا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
