Machine transcription
۱۴۳
شوخی چشمان حیا چون شعله در خاکستر است داند گوهر رشته ام آب در سرزیباست
چشم پوشی جامه احرام تحقیق است وبس هر چه می اید بچشم ما حجاب چشم ماست
قطره چون از خود برامد مایه دار غیمی است دانه پیدا، ما را خود نمائی آسیاست
دست حاجتها برآوردن کمال قدرتست جنبش مژگان بچشم ناتوان دست دعاست
خانه چشم بها از دیدن خوبان بود دیده تبخیر را جلوه کرد توتیاست
جاده راه عدم بی نقش پا یک لحظه نیست رفتن رنگ اثر ها کاروان بی در است
کرده طرزی تسخیر و زحالی سمی باد ما ضعیفانرا خیال ناله امداد عصاست
جواب صائب از قندهار کشته
خمار جام شبینه هنوز در سرماست ببین که این سر شوریده را چه شور ابتها
بقامتش نرسد سرو بوستان ارم چه شد که از قد خوب تو قد اربهاست
دلم زاتش رویت بسینه همچو سپند دو دیده ام زغم عارض توچون دریاست
به سیم غمره روان میفروشمش دل و جان فدای چشم تو کردم بگو که خوش سودا
نگار من که زسر تا بپا همه زیباست رخ چو آئینه اش مظهر صفات خداست
زبسکه چشم تو بیمار و ناتوان افتاد مکر سعی عصای مژه زجا برخاست
اگر چه حسینی مودار را صدا نبود دلم شکسته ولیکن هنوز پر زصداست
بچین زلف تو گر کرد مشک نسبت خویش مکن ملامتش ای جان که اصل او زخطا
ز شام تاسحر با نسیم در جنگم که از چه درخم زلف تو راه باد صباست
نیافتاده صحن چمن ز خجلت سرو بناز تا که سهی سروما زجا برخاست
زبسکه زلف تو با ردل حزین دارد مدام طره طرار سرکش تو د و تاست
دلم بخست که تا بید پنجه خورشید بخون طپیدم و گفتم که کار کار حناست
نه خت که دل زارش غبار میگیرد صفای سینه طرزی نگر که تا بکجاست
جواب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
