Machine transcription
مشک با زلف تو کرد در خطا لاف میری
بیخودیهای غمم کرد ز هستی ممتاز
دل پر خون کن در رشته هستی نفت
نه فلک وسعت کل کردن یک ناله ندا
غنچه بخت بدار اثر بی اثریست
شرم نظاره مرا در عرق جبهه کدا
معطی قامت چون سرو مراخم دارد
دوری از پرتو خورشید سیاهی دارد
تا تماشای جمال شده نیرنگ کنی
قطره اشک اکر چون دل بطرزی کردی
راست کویند که در اصل ز آهوی ختات
روی آئینه ام از دست بخبر نقضاست
نفسی کرم رو از دانه دل لقه است
یا رب این خانه ماتم چقدر تنگ فضات
کرهش بک همپها بر دوش هوا
دل چون شبنم آئینه کل از حیاست
مه چو کر دید تهی شبش بطرقه دوتات
سایه بخت سیه بر سرم از بال هما
در نظر شبنم کلهای چمن ایینهات
تا بدامان فناراه بیک لغزش پات
بر روش بیدل
ناتوانم از خیال ناله کرد نها بلاست
ریشه اندیشه خلوت دل مارسسات
اعتبار رنگ امکان رنگهای دوتات
از هجوم ناتوانی ضعف حالم را مپرس
صد بهار رنگ تأثیر کان نون پرواز داشت
چشم حیرت پیشه کان انداز ناز جلوه است
دل ز بس آزاد کیها جامه زیب نیستی
حال ماضی را کن امروز استقبال کن
پاک طبعانر اکمال ذاتی خود زیبیست
شاهدان فکر را طبعم کند مشاطکی
چون حباب از ضبط خودیک در طوفان است
دانه تا در خاک نبود فارغ از نشو و نماست
کیست تا این یک بیند چشم حیرت کفاه
میشود طنکه از بس فغانم نارسیاست
رنگهای این چمن افسون نیرنگ فنآست
پیرسنش چشم ما ائینههای قد نماست
از دو عالم چشم پوشیدن مرا بند قبات
نقش با ز پس گذشت از بسکه کردیم
نقش جوهر خانه ائینه از اوریات
بر سر انگشت معنی از تاک مصمو نگات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
