Machine transcription
۱۳۳
جواب صائب در بغداد گفته
زلف سیاه او نه بر اشفته از صباست
از حرص دل ببری خم هر زلف او جداست
تا رو بروی عکس رخت را بر کشید
اب روان جوی از ان روی رو نماست
صیاد غیر دام نه بندد بکوی صید
در راه مرغ دل خم گیسوازان بلاست
هر چند پای پیش نهم و پس روم
از بسکه شوق خاطر من جانب قفاست
در زیر چرخ سر بهی از زر غیر سر
لاغر بود هلال که چشمش همه طلاست
در اشتیاق سیر گلستان کوی او
طبعم چو عندلیب نواسنج در نواست
با عالمی که کار ندارد بجز جدل
صلحی که نصیر جنگ بود ارزوی ماست
از چنگ جور مردم بیگانه خار غم
طرز می شکست خاطرم از دست آشناست
بر روش بیدل در کابل گفته
زندگی ترک سوال مدعا است
ابرو چون جمع شد آب بقاست
خاک ما اخر بدامانش نشست
اشک شبنم عاقبت نذر هواست
ناله از عجز بنالد بگوش
ساغر لب ریز اشک از صد است
غنچه را بر خاک رحمت می نشاند
پیرهن را ساز بالیدن قباست
در خیال جلوۀ دیدار او
حیرت دل با تسخیر آشناست
در بهار نیستی سرکش مباش
پایمالی حاصل نشود نماست
هم طرف تخم اجابت میدهد
ساغر دل بسکه لبریز دعاست
ناامید ان کف رنگین شدم
بر فرازم لوح از برگ حناست
نقش پا طرزی زمن اخر گذاشت
در گذشتن بسکه رویم در قفاست
برطرز بیدل در کابل گفته
ان پریرو گرچه دائم در پی ازار ماست
راست پرسی شور عشقش گرمی بازار ماست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
