Machine transcription
١٣٠
بر طبق بیدل در کابل گفته
پاس ناموس حیا چشمه آب بقاست
موج اب جوهر شمشیر کوهر را حیاست
کرچه سر کردانم از غم حاشیہ پامالیست
کره خود کردیدنم سر مشق تدریس فناست
اسکان موج صفا دار و لطافت ای نما
کر دبا بشرح تنهای دیده اغنیا ست
منکه بوی طره اش از جان نکه میداشتم
این زمان هر حلقه اش انگشتر دست مهست
بسکه صید درد در صحرای غم از سر پرید
چین پیشانی بغرقم سایہ بال ہماست
رو بید بیدرد دیدن پشت سر خارید نیت
رو بسوی دل از ان دارم که با در در آشناست
دیدن دشمن مرا چون خاک کرد سر سه ساسات
کوشش چشم عدد بر هم مرا چون آسباست
شرم ناداری زنگ مفلسها بکند
زیر دست از خودی بودن ها را مانعاست
در بزور چوب بگیرد ز مخلوق خدا
در حقیقت شاہ زور آور ز ناداری کد است
چشم بر جب لئیمان دوختن آسود
من چه غم دارم که دستم کنج پیمای عداست
پایمالی نایابی از دست رنگین ہوس
روسیاهی عاقبت سرمایه رنگ حناست
خواب مخمل را نہ بیند خواب شبهای نار
هر کرا بر صفحہ دل باد مشعش بوریاست
مردم صاحب حیا از خویش میدرد و قلیم
عیب کوبیدرد پروانه دار بس بیجات
بسکه طرزی پیشش ناتوان افتاده ایم
ما ضعیفان را بدست زر کردن مینا حصات
جواب ناصر علی
دل فرصت بصمم ائینہ پرداز ہواست
صبح را دانه شبنم کره بند قباست
تیرہ از سایه تمثال شود خاطر من
عکس طوطی بدل اینہ ام زنگ صفاست
صاف دل از سخن سخت بغیر باده اب
اب را پست بلندی خطا سر مشق صداست
دیت خون شهیدان و فا با ما لیست
خون زخم دل صد پاره ام از رنگ حناست
تا صبا کرد پریشان خم کیسوی ترا
دل صد چاک مرا عربده با باد صباست
ندارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
