Machine transcription
۱۷۳
آه و فغان ز ظلم و جفاهای روزگار
کز تیغ او نفسی جان بدر نبرد
هر نوجوان که سر ز جوانان کشید راست
اول هم از کمان کینش خدنگ خورد
کدم شاخ گل که چرخ بر او دست کین نکشاد
نگشود چشم و باد خزانش بباغ برد
ای چرخ بیوفا چه جفا کرده بیا
کز دست ظلم تو جگر تیر درد خورد
سلطانعلی که نور دو چشم کمال بود
آن نور دیده را ز نظر چون نگاه برد
تنها ز هجر او نه دل من کباب شد
کز درد او دل همه عالم ز غم فسرد
بیگانگان ز حسرت او خون ز دیده ریخت
چون مادر و پدر ز فراق رخش نمرد
مینای خاطر من و یاران دهر کیه است
یارب بفضل خود بچنین غم مساز خورد
ماه رجب که چارده از ماه رفته بود
روز دوشنبه او نفس واپسین شمرد
عمرش بسال پانزدهم چون نهاد پا
برد حیات مرگ بظلم از برش ببرد
طرزی برای رحلت او گفت این سخن
سلطان علی بمرگ جوانی فتاد و مرد
تاریخ تولد
نطبع کس چنین یاقوت سفته
نه کوش کس چنین معنی شنفته
لب طرزی سخن پر صاف گوید
بکاروب قلم تا صفحه شسته
تولد شد یکی مولود می چون ماه
که بخشش جیب دولت را گرفته
چه مولودی که از بس تازه رو
بود روشنتر از ماه دو هفته
چگویم وصف آنمه پاره نور
بود ماهی که در گهواره خفته
بوقت شام و روز عید قربان
بهستی آمد از راه نهفته
پی تاریخ آن مولود مسعود
زبان خامه ام این نکته گفته
سحر جانزا برونگذار و بر گوی
نهال سرو با گل گل شگفته ۱۳۰۱
قطعه تاریخ مسجد جامع سلطان عبدالحمید خان غاز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
