Machine transcription
ناگاه وزید صر صر باد خزان
پژمرد گلی که ساخت دل را مفتون
رویش چو بهار غنچه گل رنگین
قدش چو نهال سرو بستان موزون
طرزی پی تاریخ وفاتش میگفت
در طرف چمن با دل پر غصه و خون
ناگاه بناله بلبل غم زده گفت
صد وای که نوگل از چمن رفته برون
۱۳۸۶
وله ایضا
تا ز چشم آن گل سیراب رفت
خون دل از دیده جای آب رفت
چشمه چشم ترم گرداب شد
از نظر چون گوهر نایاب رفت
در غم نادیدن رخسار او
از تنم تاب از مژگان خواب رفت
در فراق چشم چون بادامنم
از دو چشم اشک چون عناب رفت
در فراق آن گل گلزار حسن
خون دل از چشم شیخ و شاب رفت
در جوانی شد جدا از دوستان
زان توان و طاقت از احباب رفت
در دو ده و هشت نام شد بخاک
زان ضیا تو ر از مهتاب رفت
سوم ماه صفر آن نو سفر
در دل خاک سیه در خواب رفت
سال تاریخش ز طرزی خواستم
بر خود از حسرت چو در تاب رفت
گفت بیرون یک علی دکن پس بگو
آه آب از ماه عالمتاب رفت
۱۳۸۶
ایضا فی تاریخه
از تیغ جور گردون از بسکه زخم خوردم
دل همچو مرغ بسمل در موج خون طپیده
هجران دوستا نرا نادیده می طپیدم
بسیار فرق باشد از دیده و شنیده
سنبل بتاب ذکر سنبل ده حیران
زنگ از هجوم حسرت از روی گل پریده
قمری بیاد قدش در سو گرفته کوکو
بلبل ز شوق رویش از دل فغان کشیده
تا از چمن برون شد آن نوبهار خوبی
پیرامن صبوری گل از غمش دریده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
