Machine transcription
صحيفة ٨٣ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد اول
کالاو مالزمه ما كولتش تر وخراب نشده بود .
گفتم --- چه حال داری ابو محی الدین . ؟
گفت الحمد الله تیارم یاسیدی . آیاسید بزرگ ما چسانند ؟
گفتم --- الحمد الله خوبست . آیا در چنین جای محفوظ که فقط مانند
يك قمره راحت دارد چسان ترا گذاشته اند ؟
گفت -- مپرسید ؟ خدا از سبده میوه که از طرابلس آورده بودید
راضی باشد . بيك چند دانه کیله و پورتقال که به آشپز باشی و قهوه چی
تحفه گویا دادم این نعمت را بدست آوردم !
گفتم --- آفرین ! آیا از طوفان سر چرخ نشدی ؟
گفت --- در اول یکد و بارقی کردم ولی باز بخواب رفته هیچ خبر دار نشدم.
درین اثنا کپتان بزرگ واپور از زینه پل قومانده فرو می آمد .
ابو محی الدین را گذاشته در پیش روی او رفتم :
من --- نهارك سعيد کپتان ! آیا از طوفان چه خبر است ؟
کپتان --- هیچ اندیشه ندارد ، تابوقت ظهر هیچ جنبشی باقی نمیاند.
بواقعه که همچنین بود ، رفته رفته در تحريك سكونتى حاصل میشد
وقتیکه شمس جهان آراطلوع نمود از ابرهای قوت انگیز یکه روی
سما را احاطه کرده بود هیچ اثری باقی نبود . آفتاب حیات بخشا بتابش
عاطفت خود مسافرین سطح واپور را زنده کی تازه بخشیده یگان یگان
سرهای خود شانرا از زیر لحافها و عباها میبرآوردند ، ولی بسبب جنبش
واپور که هنوز دوام داشت مجال حرکت را نداشتند .
مسافرینی که در واپور موجوداند از اجناس مختلف تشکیل یافته
در قمره های درجه اول که ما دران اقامت گزیدیم دو نفر جوان سیاح
ایتالی خیلی خوش طبع و بذله گو ، ويك نفر قونت فرانسوی با مادام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
