Machine transcription
صحيفه ٥٧٤ سياحتنامة سه قطعه روی زمين جلد سوم
صرف نمود كه مغلوب تأثیر جاذبة كفتارش شده بی اختيار كفتم —
— آه ! در سلك زمرة عاشقان شما محسوب گشتن چه سعادت است !
گفت — حاصلكردن اين سعادت بدست خود شماست. اگر خدمتی
كه به شما تكليف ميكنم اجرای آنرا در عهده بگيريد از حالا در زمرة
عاشقان خود تر اثبت دفتر ميكنم .
کفتم — زود امر كنيد . امين باشيد كه باجرای هر گونه اوامر شما
حاضرم دلبركام،ليا !
مادموازل آ قتريس يك خندة قهقهة مستانه شوخانه كرده بيكعشوه
فروشی پر ناز و ادائی گفت :
— هان ! ديدی كه بچه تلاش و اضطراب افتادی بیك افندی! شما مردان
همچنين هستيد . بمجرد يكى از زبان من آرزو و هوس مرا بعاشقهای
بسيار دا شتن شنيد يد ديك حرص وشهوت تان بجوش آمد ، و در همين
وقت خيال پلو لذت هم آ غو شئی وصال مرانموديد، حالآنكه بمجرد كاميابی
تان بر حظ و سرور يكسا عته خودتان باز همه عهد و پيمان و داد و محبت تان زايل
شده حق همه نان و نمك مارا فراموش ميكنيد .
گفتم — عفو فرمائيد مادموازل! من از ان مردان بيو فایی نمكحرامی
نيستم كه شما كمان فرموده ايد . او لا خدمت شمار انظر به وظيفة انسانيت
ايفاميكنم نه از بهر پختن خيال پلوی كه شما خيال كرده ايد . ثانياً تنها يك
آشنايی و دوستی خالصانة شمارا آرزو دارم و بس .
مادموازل باز يكخندة پر پيچ وشكنی نموده گفت :
— واه ، واه ، واه ! حضرت بیك افندئی انسانيت پرور ماچه چيز ها
ميفرمايند ! مرا نيز عفو فرمائيد بیك افندی بكمال جسارت عرض
ميكنم كه ذات عالی شمارا بخوبی شناخته ام كه تا چه درجه حسن توجهات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
