Machine transcription
صحیفه ۵۳۳ سیاحتنامۀ سه قطعۀ روی زمین جلد سوم
وقت ما نمیرسانید ما بیچارگان چه میکردیم.
اینرا گفته و مانند سیلاب آتشینی اشکهای شان جریان گرفت حقیقتاً
احوال بیچارگی و بیکسی ان دوزن بیچاره و وضع کبارانه و اصیلانه آنها
بر دلم يك تأثیری کرده چشمانم را اشك فرا گرفت.
گفتم ـ والده ، همشیره ! من هيچ يك چیزی نکرده ام که موجب
تشکر باشد. بلکه وظیفۀ انسانیت را بجا آوردم که هر انسان به ایفای آن
وظیفه موظف و مکلف است.
گفت ـ آه اولاد ! انسانها همه یکرنگ نیستند. در میان انسانها
چنان خونخوار، چنان ظالم، چنان بیمرحمت مخلوقاتی هستند که بخون هم
نوع خود تشنه هستند.
گفتم ـ راست میگوئید خانم ! لکن آنچنان انسانها را انسان نباید
گفت. هر چه که باشد! خداوند هر کس را بجزا و مکافات اعمالش میرساند.
حالا من از خدمت شما مرخص میشوم. ابو محیی الدین برای شام فوادبیگ
شور با حاضر میکند. مرا بهر خدمت و معاونت خود مهیا بدانید.
اینرا گفته از او تاق بر آمدم. ابو محیی الدین نیز چای و بسکوت وشیر
پسته و پنیر را حاضر کرده بود. یکجا بر زینه بالا بر آمدیم. حضرت پدر
در او تاق سیکریت کشی تشریف داشتند. فرمودند :
ـ آیا ابو محیی الدین با این طوفان دیشبه چه حال داشت.
گفتم ـ حال فلاکت !
درین اثنا چشم حضرت پدر بر آستین من افتاده بتلاش فرمودند :
ـ این چیست فرزند! بر آستینت لکۀ خون پدیدار است! بسوی
آستین خود نظر کردم. بواقعیکه اثر خون در کف پیراهن و دهن آستین
جاکتم بود. لہذا کیفیت را از اول تا به آخر بیان کردم. حضرت پدر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
