Machine transcription
۳۳۴
فیض طلب را باختم در خدمت محمود شاه
جانشینش شد قریب کم شد ظِلُم ونشأن
چون کنم واحسرتا افسوس ارمان در
نو بهار مر بالفصل اعتدال آمد خزان
زخم ناسوری که من دارم ندارد هیچکس
داروی دردم نباشد در زمین و آسمان
آتش هجر و فراق آمد نداغم از کجا
شها بازم خونفشان وازکردارشان
غرق حیرتم سرگزینی یابم کنار
از کجا مبتدل شد بر من بلای ناگهان
همچو شمع از فرق تا پا میگدازم دمبدم
سوختن با باختن شد روزگارم هر زمان
از شرار سینه من ذوب میگردد حدید
چونکه یاد آیدم از وصل آن شیر یان
تیر آتش بارآ هم بگذر دارنه رواق
برفلک از تاب آن در ملک آمدم فغان
چونکه سیلابی شک از دیدگان جاری کنم
در تحیر باز ماند از روش آب روان
شرح احوالم نمی گنجد بلوح روز کار
زانکه در املا بماند خامہ را قاصر زبان
چون خدا قاضی شفاعت خواه شود خیر البشر
اجر خود را خواهم از پروردگار انس و جان
عایشه شمشیرزن اینست قرب و منزلت
باختی یکدانه دربی بها را رایگان
ايضاً
ای داد از جفای فلک نونهال من
فصل خزان نبود چه آمد زوال من
در کوه و دشت و خطه کشمیر سرنگون
صید کدام کلب لعین شد غزال من
ناگاه به تفرقه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
