Machine transcription
۱۷۶
چو از عدم بوجود آمدم منی مضطر
سرور و بهره ندیدم بصبح و شام فراق
ازان زمان که بیاراستند رواق سپهر
مدام صوت جدائی بود کلام فراق
چگویم از ستم و جور گردشات سپهر
که چرخ سکهٔ هجران بزد بنام فراق
دریغ و داد هزاران هزار افسوس است
جهان و کار جهان شد بکام فراق
وجود خسته زار و نحیف عایشه
بجان رسیده ز ظلم علی الدوام فراق
در انتظار وصلت چشمی به خلایق
دیدار روح افزا یا کر است لایق
ای نور هر دو دیده جانم بلب رسیده
آرام کی توانم من بیتو یکدقایق
مردم من از فراقت روی از جفا بگردان
جور و ستم نشاید در مذهب عشایق
ای ظالم ستمگر بر ما ز لطف بنگر
چون زلف عنبر آسا هستیم هم رقایق
از صد هزار ساله زهد و عبادت ایدو
افضل بود که گفتن یک نکته حقایق
عایشه راست دایم از هجر آن سمنبر
داغ فراق بر دل چون لاله شقایق
بامید تو میرم در خاک
چونتو یار می ز خاک تیره چه باک
در لحد گر بمن رسد الهام
هم ز لطف تو بر جهم چالاک
کریمی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
