Machine transcription
شماره ۱۱ و ۱۲
٥٣
جلد دوّم ، سال اوّل
باکیت دلی که از عبرت به تقلبات زمان ، و تطورات
دوران به پستی و بلندی و سختی و سستی پر شده
بود رفتم و بیک صحرا خشک و بیابان بی گیاهی
که نه در ان انسان راه یافته بود و نه حیوان جنبنده وجود داشت
رسیدم . دیدم مردی بر یکی از سواحل در یا بروی
یک زمین ریگی که ظاهر آن فریبنده و باطن آن کشنده
است قدم میزند . آب در احشاء آن ریگها بشکلی
که شراب در اعضاء جریان دارد در مغز آن نیز جنبش
می کند . و بطوری در سینهٔ آن مکنون است که اسرا
مکتوبه در سینهٔ بعضی ها .
همین که بیچاره هنوز چند گامی نزده بود دیدم که پاهائی
آن در ریگ فرو رفته و تا میخواهد آنها برآورد تا زانوها فرو
میرود. و تا جنبش میکند خود را تا سینه غرق
می یابد . اینست که بیچاره بمنا زعت و محاولت
خلاصی خود را میخواهد تا که می بیند : از وجودش درد و
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
