Machine transcription
شماره ۱۱ ، ۱۲ ٥٤ جلد دوم ، سال اول
زمین بدون از دهانی که برای فریاد هنوز باز است ؛ وآسما(ن)
که بوداع حیات اشک می بارد؛ دیگر چیزی باقی نماند
که آن هر دو را نیز همان ریک های بی عاطفه میپوشانند
وبالاخره از وجودش بدون آن دو دستی را که از
خاک برآورده و برای دعا برافراشته دیگر چیزی
بروی زمین اثر وجودش نیست . اما چون در
زمین وآسمان برای خود عاطفه ورحمتی حس نمیکند
آن ها را هم در بغل خاک پنهان میسازد .
من قبال این مشهد موثر حزن آور ایستاده شده
وقطرات اشک خود را بر این بیچاره مایوس روانه نمودم و
بدل گفتم : نظر در نکبت وشدت این مظلوم نتوانستم
مساعدت ومعاونت کنم، باری نباید از چند قطره
اشک رقت وچند ناله همدردی از آن مضایقه
نمایم .
این هم تیر شدم تا که بمنزل (لامارتین) شاعر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
