Machine transcription
جلد دوم
۵۷
كتاب الشهادة
شنيده بود شاهدي را از كودكان نابالغ روا نيست او را كه شاهدي بدهد بزيرا كه اعتماد كرده نميشود
بقول ايشان و اين حكم كه قول و معتبر نيست در حق كودكي است كه تميز نكند و نباشد اما اگر
آن كودك تميز كننده و عاقل باشد پس رواست مرشاهد را كه شاهدي بدهد وقتيكه بزرك
او را مانند اين كودك عاقل و بذالو دعي انسانا جلس مجلس القضاء يدخل عليه
الخصوم حلاله ان يشهد علي كونه قاضيا (هدايه) وان لم يعاين تقليد
الامام (تكملة رد المحتار) ولا بد من الاخبار وفي فتح القدير وهو الحق (بحر)
وكذا اذا راي رجلا وامرأة يسكنان بيتا وينبسط كل واحد منهما الي الاخر
انبساط الازواج (هدايه) وسمع من الناس انها زوجته جازله ان يشهد
وان لم يعاين النكاح قال في الخلاصة اذا شهد تعريسه وزفافه او اخباره
بذلك عدلان حل له ان يشهد انها امرأته (بحر) و همچنين اكر كسي ديد شخصي
كه نشسته بود در مجلس حكم كه مي در آمدند برا و دعوي كنند كان رواست آن شخص
بيننده را كه گواهي بدهد بقاضي بودن او و اگرچه بچشم نديده باشد ولايت دادن
پادشاه را بآنقاضي و ناچار يست از خبر كردن كسي مر شاهد را بآن و در كتاب
فتح القدير گفته است كه همين حكم حق است و همچنين وقتيكه كسي ديد مردي و زني را
كه با هم سكونت داشتند در خانه و هر كدام از ايشان اختلاط ميكردند با ديگر خود
مانند اختلاط كردن شوهران و زنان و آنكس شنيده بود از مردم كه بدرستي اين زن
نكاح كرده شده آن مرد است رواست او را اينكه گواهي بدهد بودن آن زن
نكاح كرده شده آن مرد اگرچه بچشم نديده باشد عقد نكاح ايشانرا و در كتاب خلاصة الفتاوي
آورده است كه اگر شخصي حاضر شد در عروسي كردن و در سپردن عروس بخانه او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
