Machine transcription
جلد دوم
۵۶
کتاب الشهادة
مانند وارث یا کسیکه وصیت شده است برای او و میشاید مر شاهد را اینکه کوامی بدهد
مطلق یعنی تفسیر نکند اما وقتیکه شاهد تفسیر کرد نزد قاضی باینطریق که بدرستی کو اهی میدهم
از جهت شنیدن من از مردم قبول کرده میشود کو اهی او چنانکه دیدن دست کسی در چیزی
درباره ملکها روا کنندۀ کو اهی دادن است و بعد از ان اگر تفسیر کند انرا که کواهی
میدهم از جهت انکه دیده بودم ان چیز را در دست مدعی قبول کرده میشود کواهی و مجمندم شدن
شاهد ی شنیدن قبول کرده میشود اکر مطلق ادا کرد و اکر تفسیر کرد که شاهدی بشنیدن
میدهم قبول کرده میشود اما اکر شاهدان کفند که ما بچشم ندیده ایم انرا ولیکن مشهور شده بود
انجیر نزد ما رواست کو اهی ایشان در تمامی این چیزها و صحیح کرده است این حکم را
شارح کتاب و مبانیه و غیر او و مشهور شدن شرعی انست که شاهدی بدهد نزد شاهد
دو مرد عادل یا یک مرد و دو زن عادل بلفظ اشهد بغیر از طلب کردن شاهدی
و واقع شود در دل او که بدرستی امر چنین است فتاوی رشید الدین رحم در تجوز
الشهادة بالتسامع اذا سمع من المحدود في القذف او من نسوان او عبید
لوكانوا اصدقاء ظاهرا ولا حاجة الجواز الشهادة عند التسامع الى ان يسمع من
هو اهل الشهادة ولوسمع من الصبیان لم يجزله ان يشهد لانه لا يعتمد
على قولهم هذا في حق صبي كلامه لا يعتبر اما لوكان الصبى مميزا يجوزلم
ان يشهد اذا اخبره مثل هذا الصبى (جامع الفصولین) و در فتاوای سیدی
ذکر کرده است که رواست شاهدی بتسامع وقتیکه شنیده باشد از کسی در قذف بجد کرده شده یا
یا شنیده باشد از زنان یا از غلامان اکر سمیع این راست کوی باشند از روی ظاهر وحاحت
نیست بجهت روا شدن شاهدی باینکه بشنود از کسی که او اهل باشد بر ای شاهدی واکر
ختم شد صحیفه سمر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
