Machine transcription
(٥٢٧)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواريخ)
فتنه جو ومخصوص بزرگان طوائف اندرى وترکی وهوتکی در روز ششم ماه ربیع الاول سردار عطاءالله خان
سفیر دولت بهیه برطانیه ومقیم کابل را مکتوباً اعلام فرموده ومحصل مضمون آنرا بجنرال میراحمد خان سفیر
دولت افغانستان ومقيم کلکته ارقام فرمود که چون مردم کاکری خود را منسوب برعایای دولت برطانیة عظمی
نموده ومتعلق بآن دولت پنداشته اند چنانچه کارگذاران آندولت بر وفق پندار آنها در علاقه کاکری کردش
ونشست وبرخواست دارند واقتضای دوستی واتحاد دولت انگلیس با افغانستان چنانست که فتنه جویان اندری
وغیره را که دران علاقه جای گرفته اند گرفتار نموده تفویض کار کتان ایندولت نمایند واگر دولت افغان مجبور
است که باید لشکر در آنجا فرستاده قلع مادة فساد کند واز لشکر كشتن ویا مردم مفسده خو لوای مقابله افراشتن
امر نایکو بروی کار خواهد آمد ومردم افغانستان دراشتباه خواهند افتاد که مخالفین ما از چه رهگذر در علاقه
متصرفی پنداشته دولت انگلیس جای گزیده فتنه می انگیزند فقط وعلاوه بر مضمون فوق مرقوم داشت که تا
معلوم شود که کار گذاران دولت انگلیس این بحث را جواب بگویند یانكویند در هردو صورت غرض ازین
نامه فرستادن اتمام حجت نمودنست زیرا که دولت افغان ناچار دفع بانیان فساد را که در آنحدود پناهاد شده اند
می کند اگر نکنند پی هم ضررو نقصان ایشان بمردم مملکت افغانستان میرسد چنانچه ازان جمله محمد شاه خان
غلجائی پس از آتش فتنه افروختنش در حدود ترکی وعلی خیل وهوتك در بيوار وكرم نزد عطاءالله خان جای گزیده
مردم زرمت وجاجی را اغوا کرده طبل بلوا می نوازد ودرصورتيكه دولت انگلیس این گونه اشخاص را بدست
ندهد البته لشكر افغان بدان مواضع گماشته میشود که رفع مادة فساد كند ونیز مسطور فرمود که این مکتوب
را از ملاحظه کار گذاران دولت انگلیس بگذراند وهر چه از لاونعم که بگوید معروض حضور نماید فقط وهم
سیاهه اسامی مفسدین را ملفوف اینمکتوب در کلکته فرستاد تا انگلیسان همه را شناخته چاره کار نمایند ومقارن
اغوال سردار محمد عمر خان وسردار احمدخان پسران امیركبير وسردار محمد اسمعیلخان بن سردار محمد زمانخان که از ناحیه
حال ایشان آثار مخالفت دولت هویدا گشت باعيال واطفال ومنسوبان خویش بامر حضرت والا راه اخراج
جانب پشاور پیش گرفته وارد آنجا شدند وهم از حضور اقدس دوهزار روپیه چهره شاهی انگلیسی با یکجلد
پوستین سنجاب برسم امداد بتوسط محمد اکبرخان مأمور فروش بادام ومقیم پشاور بعبدالملك خان پسر امیربخارا
مرحمت شد وهم درینوقت الله یار سلطان کدخدای هزاره قلعه نو وحسن بهادر وکپيل ويا به بيك و جيهان بيك
وشاه نظر بيك وباقی بهادر که بفرمان طلب حاضر کابل شده بودند شرف بار حاصل كرده از جمله محمد خان
نظام الدوله که از ناراستی خویش زندانی شده بود همچنان در تحت شحنه عتاب مانده دیگران مشمول عواطف
پادشاهی شدند چنانچه دویست سوار کشاده بر طبق سواران کشاده هیات بدیشان مرحمت گشت وامر شد که
بهر صد خانه وابر یگتین کدخدا قرار داده از هر ده خانه وار يك سوار کشاده نگاه دارند ومقارن اينحال بسیاهه
خسارت وخيانت محمد سرور خان حکمران هرات که بامندهای خودش چنانچه از پیش رقم گشت در کابل
آمده شرفیاب حضور اقدس شده بود بواسطة اهل ديوان بمطالعه ساطعه والا رسيده معاتب واز حکومت
هرات معزول گشته مبالغ کلی بعد از ثبوت بالای او حواله شد ودر روز هفتم ماه ربیع الاول از حضور
انور جنرال غلام حیدر خانرا فرمان شد که چون جماعه اشرار از علاقه مريمه فرار کرده داخل وادی ادبار
شده اند افواج قاهره را پس از انتظام مهام آتولا کوچ داده در ایام زمستان بمنازل مردم تاجکیه اطراف شهر
غزنین که مردم اندری را مانع نشده جا داده بودند از روضه تا كشك وغيره مقام دهد و خودش شرفياب
حضور کردد وبعضی امور را دستور العمل گرفته بدر رفته بتعمیل آن پردازد واز اندوی پس از حاضر آمدن
يكصد وسی تن از کفار سكنة موضع شاما در نزد سپهسالار غلام حيدر خان چرخی چنانچه از پیش بشرح
رفت مردم درۀ میل نیز از راه معذرت نزد او آمده زبان ضراعت عفو تقصیر خواسته واو عذر ایشانرا
پذیرفته در روز هشتم ماه ربیع الاول اردورا از تیور حصار کوچ داده در موضع برن فرود آورد وهزار
ميل تفنك از مردم دره جات لغمان که تا زمان محارباتیکه مذکور گشت بمحافظ فرمان ننهاده بودند گرفته بدار
السلطنه فرستاد وششهزار گروه شیرو که یکيسار جهالت بر شده بودند پرداخته بسیار تن را به پیش راهی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
