Machine transcription
(٥٢٨)
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان )
( سراج التواريخ )
مردمیکه عصیانم شده بودند دست گیر ساخته همه را در غل و زنجیر انداخت و بانتظام مهام آن نواحی مشغول
و مواظب گشته و نظم و نسق بروی کار نهاده در جلال آباد باز گشت و در خلال اینحال حضرت والا را از
عرایض جنرال غلام حیدر خان وسکندر خان سرهنگ بر طوائف جال فراریان فساد پیشه اطلاع دست داده
در روز یازدهم ماه ربیع الاول سکندر خان را ارقام و اعلام رفت که از مردم بانو زانی که جانب داری عیال
و تعلقات محمد شاه خانرا نموده از گرفتار شدن باز داشته اند باز خواست سخت نماید و از دیگر سو جنرال غلام
حیدر خان افواج قاهره را از وسط دره گیلان کوچ داده از راه مراجعت در دهن دره فرود آورد و دوتن
را در علاقه کاکری مأمور جاسوسی کرد که از غنیم و اراده و گفتار و کردار مفسدین که از طریق فرار
در آنجا رفته مسکن گزین شده اند علم حاصل کرده او را آگاه کنند تا بر وفق مقصود هم چه بهبود باشد
بروی کار آورده شود و هشت روز در قلعه تاج واقع دهن دره مذکور درنك كرده بعد از انجا باسپاه رزم
خواه رو براه نهاده در اخیر علاقه آب ایستاده فروکش نموده چند روز جهت انتظام مردم ترکی و غیره مکث
نمود و در خلال اینحال مردم قلندر جاغوری که قبل از این مردم ایدی نصف مالیات اراضی خود را رسانیده
و نصف دیگر را وعده رسانیدن داده بودند نرسانیده بنابران میرزا احمد علیخان حاکم کس برای حصول آن
فرستاده مردم مذکور پیام دادند که تا خدا بخش خان و لالا علیمردان هر دو تن بزرك ایشان که بپر محمد خان
سابقه حاکم جاغوری آنها را در کابل فرستاده است مراجعت نکنند بقیة مالیات ایشان بوصول نمی پیوندد
چنانچه هر دو تن از حضور والا رخصت باز گشت حاصل کرده چون وارد سنگماشه شدند میرزا احمد علیخان
دو رأس اسب سواری بایشان داده رخصت نمود که بمنزل خود رفته مابقی وجه مالیه دیوان را رسانند و مردم
مذکور از دادن وجه سرباز زده ایشان کس نزد حاکم فرستاده پیام دادند که بدون زور و فرستادن لشکر این
مردم سر بخط فرمان نمی نهند و حاکم در روز دوازدهم ماه ربیع الاول اسمعیل نام طائفه بابه را با مردمش در
علاقه قلندر فرستاده خود نیز از قفای ایشان با دویست تن پیاده سانخورچی از سوار که همراه داشت رهسپار
گشته در موضع گلزار رسیده توقف نمود و مردم چهار دسته جاغوری آگاه گشته سواره و پیاده ایشان
ره نورد طریق خدمت شده جمع کثیری در موضع مذکور بحاکم پیوستند بعد خدا بخش خان بالالا عليمردان
و بختیاری نامان نزد میرزا احمد علیخان آمده از مردم ایشان پیام آوردند که جمشید خان و بزرگان چهار دسته
را بفرستد تا بقیه وجه مالیه بایشان داده آید و حاکم استدعای ایشانرا پذیرفته جمشید خان و بزرگان چهار دسته را
فرستاده هر سه تن را نزد خویش نگاهداشت و قلندریان چون باهم قرار داده بودند که ایشانرا با خود متحد
و همداستان ساخته و همچنین با مردم هز خیل و ترکی که هنوز چنانچه باید سر در خط فرمان ننهاده اند نیز معاهده
کرده شورش آغاز کنند جمشید خان و غیره فرستادگان حاکم را بيك طلاع خسارت اوضاع خویش تقسیم
نمودند که هريك را جدا جدا دیده با هم سخن رانند و مراد حاصل کنند و اگر اندیشه شرارت پیشه ایشان را
نپذیرند همه را بقتل رسانند و فرستادگان حاکم بواسطه یکی از خود آن مردم پنهاد از قرار داد ایشان آگاه
گشته بهر وسیله و حیله که توانستند خود را ازین تنگره شرارت پژوه بیرون کشیده نزد حاکم رسانیدند و او
هر سه تن بزرگان آن خسارت توامانان را که نگاهداشته بود محبوس نموده در سنگاشه فرستاد و مردم قلندر
از حبس بزرگان خود خبر یافته جمعیت کرده از راه ضلالت وارد قلعه هل داد گشته بعزم مدافعه لشکر پادشاهی
مستحکم جای گزیدند و میرزا احمد علیخان حاکم در شب مردم چهار دسته جاغوری را با پیادگان ساخلو امر یورش
کرده جنك خفیفی روی داده باغیان تاب مقاومت در خود ندیده قلعه را فرو گذاشته در تاریکی شب راه فرار
بر داشتند و لشکر مأمورۀ حاکم قلعه را متصرف گردیده و آتش زده با علوفه و ازوقه که در اندرون و بیرون آن
بود تمام بسوختند و از تقدیر حی قدیر در قوت برف باریده حاکم و لشکرش را از ستیز و آویز باز داشت چنانچه
تنبيه و تهدید بغاة را فرو گذاشته راه بازگشت جانب سنك ماشه برداشته مردم چاردسته را باوطان ایشان رخصت
رفتن داد و تدمیر گروه شریر را موقوف بوقت فرصت نمود و از آنسوی در روز بیست و یکم ماه ربیع الاول حضرت
نی مردم قلندر
جاغوری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
