Machine transcription
نسخه ۲ ضیاء المعرفة صفحه ۵۴
کوهسار افغانستان که سر حد پیش آمد هندوستان مثل واقعه شرق اقصی باید زحمت و خسارت زیاد متحمل شوند و بانگلیس هم بواسطه سد لشکمن با
آنضعفاتی که در نواحی اکرادر و چترال و غیره با طرف سوات و بونیر و باجور سکن دارند و جمعیت و فرصت و موقع غزا و جدال با انگلیس را از خدا میخواهند
البته دو چار مخاطرات عدیده میشوند از دخول خاک کابل یا ترکستان ازینکه هم ما و هم یک امارت افغانستان اظهار بیطرفی بنماید جواز ورود
بقشون انگلیس و دستوری بعبور عسکر روس نخواهد داد اگر هر یکی از اینها برطرف دستی باشه پس راه نزدیک بلا مانعی که برای پیش آمانی
انگلیس و روس باز است فقط از کناره خاک سرشته متصرفی ایران و محال غربی افغانستان است که یا از هرات درآمد راه روس باقصد [ILL]
ر و سهام شونه یا از سرحد [ILL] مقیم خوافون از راه پائین جام و باخرز بخاف و قاینات و سیستان و بلوچستان روانه گردند و انگلیس
ناچار باید بخواست سرحد قندهار بمیدانند و هم در بلوچستان و سیستان و خراسان میدید در مقابل محلات دشمن شوند این مسئله
باعث تخریب امور داخله و اغتشاش سرحدات شرقی ایران و غربی افغانستان میشود که تالآبهای این دو سلطنت و امارت مخربه بی ثمرث
خسارت نخواهد بود در بلاد که قحطی نانیست صرف این بلید که مصائب است چنانچه در قحط سیستان که سالی دو هزار تومان الی ...
انگلیس صرف می رسید ولی آیا از آنمردم قواعد پلتیک و خیالات دولتی را میدانستند و بجز زحمت کار دیگر نداشتند و خود مؤلف کافرتی
که چوبست من بتبر نمی توان شکنم دولند و من بتبر دیگران داد و ستد میکردند از مال اندیشه که فیلاوت انگلیس متجاوز از یکه کرور کلدار به سیستان
فراهم نموده با نواع وسایل برقوت و قدرت و استعداد خود می افزایند و تقریباً دو هزار نفر عمله و جراحها خود تراشیدند و تدارکات حربی بسیاری
سیستان متصل آماده میسازند و اهالی سیستان را بمول علم پلتیک فریفته خویشته اند اکنون هر یک از آنمردم خود را سوطره و شب خود المحل ایجان
دلال رابعه محسوب میدارند و بسبب به شان زرعاً بزیست مانده بجر بورت دولتی انداخته اند والله اعلم تا چه دورت نقاط بقیمت اعلای سینه دوسته
مخصوص از آن محل پیرامون مجاورت علیه ایران عانت را منحصم ساخته و بیچاره فوق الغایه مقیدت و برای این نقاط معین شاند مسلم رسیان هم
را بمدعی خود واگذاشته نفوذ خود را ناچارند کم نمایند و نمایند و این اندیشه و دغل و تصرف دولتین مزبورتین جز مایه خسارت مبالغاً ود
علیه ایران دولت افغانستان نخواهد بود پس چاره برکدام است بر ساکنین اینجا در خود انه علالتی و جاهدیان چه مشتبه که حسن و تپال
چون پشه نشاید که شترت پامال اگرچه رجال وارد رو افزون ایران همه کمال تحیرش آگاه و بصیرت و در سنگام ضرورت سرحد مملکت ایران فرد
گذاری ندارند آنجا که عقابیت بریزد پر پشه لاغری چه خیزد اما با این دو باز هم بلو دست با حفظ حدود ثغور چند نقطه از سرحدا
خراسان و سیستان با مقرر تفصیل اول محال کنور دو آن قلعه هسته آباد که هستوه رعایا تراکمه یموت بشرارت معتاد شدند خویش
از سرحد داران و مستحفظین حالیه آسوده و دانمندان کارهای دست تعدی میگشایند برعایا و عابرین آن حوالی وحوش خسارت و له دی آورند و تا
یکدرهم ستم هستند زیرا یکنوعی که در مرقومه بان قلعه عباد معدوده که سرباز از فوج عرشب هم آن نقطه مسطو بدند همه با لباسهای سیمی دولتی
ولی آلوده و با حسرت بسر میبرند و توطنگاه میره و غصنکهای دوزد دوزشجا بود که گو یا روسها آنجا ایدا از قانون نظامی اطلاع نداشته
و پیشه سرباز یکه رو دمیرت بآن طرف رودخانه میعاد و به تراکمه تا شام مثل خانه شاگرد کهمواره کودک ترکمانه را معین بند با ظلم میگذار
آنها میزد و بهنگام غروب و مرغ دسکره نانی تحصیل کرده بقلعه مزبور مراجعت می نمود اگر چه به زبان دشن از شب و تو عبداینا
نازست ظلم پیشگان دون و جبابند ان خود و اولادشان اما رحم د برپس صولت شان از دستها آنها پیرو می رود و دانس
از تادیبی که توسط آنها باشند ندارند و هیچگونه مسائل کار مجری نموده بطغیان و شرارت وامیدارد نقطه دویم دره جز است
که باید مواظبت و حراست آن منظور نظر اولیای دولت ابد مدت گردد نقطه سویم کلات نادر که آنهم کلید داند، خراسان میباشد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
