BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 48

Page 48

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 48 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

نسخۀ ۲ ضياء المعرفۀ صفحۀ ۴ بخواندت قديم منتهی شود ونسب سكنۀ آن بسابق اسلام برسد اطاعت او فرض است سئوال ديگر نود كه هرگاو دو طبقه ديكبر اتفاق كنند و با هم طرف نزاع و پرخاش شوند بتكليف حمايت ايشان بكدام يك از آن دو خلیفه خواهد بود جواب نبشتند هريك كه بتقدير مدافعه صدمه سلام قوت اسلام وقشونی حرمين شريفين است باستان ايد با و سپاس ای متفق باشند و بگذار استعانهای ديگر ذات که حدۀ مقصود شرف عبود با ترك حیات شما جهت تلاقی دوتار با پشه غناء كه شتاب ياد خود قوال نفاق دیكراى دادند محمد قاچك شروع شد سفوز فتح شكست جزیے بطرفین رو نه داد بود که تا تاريخ فشار که اقتران سپاه ساه طغا عصبو بود بهرج ومرج درایمان رو داد و عساكر ايران بوارش پادشا خود كر دیده دو شته غناء را دید شده سهل آکه دنبال ستر اودرو افغانه شد و روز کار شهر فر شایه ساند و افاغنه شهر هره از شاه اوباه از داد که شكل شجاعی مرتجع با صلید پس شما بفرستند و شرف دریایی به فراست یافت در سئوال دهم مؤلف ميخوات كه اگر جو موقى حكم ان است كسيكا در سر جنگ امیرالمومنین علی به معاویه عملها اسلام و بزرگان قبایل عرب بدان رویه رفتار كرده و جرائم آنجا در شريعت نبويتی را نمودند پس معلوم شود عمل شرعی هم نزد بعضی اشخاص بعضی موارد تبديل يا طرف است و گفتار وكردارشان موافق احکام است مقصود مؤلف مالاً اضافت این قندهاب شهی است بحضرت نزدیک دجت الشمس کرشم اول آن مخروب احمد شاه ابدالے شهر جدیدی بنا نهاد دوازده چرخ یکشیر حار و خندقے که در عرض بدور اپنے هشت ذرع و در عمق چهار ذرع الى بنجذرع اولاد رحیم پر دست محمد خان هم دخل و تصرفی در تعمیر آن کرده با د آن شهر شکل مربعی تر تیب بافته می مطلوب یا نا گوته و ارتفاع بروج آن چهار ذرع الى دوازده ذرع است و دروازه های نامی آن شش دروازه است دروازه کابل دروازه هرات بالو دروازه عيدگاه دروازه توپخانه دروازه شکارپور دروازه برات و شهری که موسوم با توار است در دانه است بطرف روزنا يعنى فتح اب کابل در وسط شهر کوه یسترو می نماید مدارس و مساجد زياد دارد مسجد كسير جه در شريف ومسجد شاه و مسجد جامع بزرگ نامی دیگر دارنا اهالی آن همه آقا با عمار تجار زياد جارى شوند تحصيل خط و سواد عربي نمايند وحقه و جهدا حقه دارند و شير شبانش با ذوق و شمشیر گذارند و مغرور خشك بيند و کینیا و باصلاح خود نا محرم بلکه بد زیاد دارند وکرها، آن شش ابراى شش هزار دانند و مرد آن سیزده روز چهره درنان گندم کون پر سر خون با صلح کسرا گویند که و بكوشت دل بسیار دارند اهالی آن صلغ جیب میكونيند و در طریقه دینداری خود محكم بي نظر خنده با فتوت و کرشان را قوال خود پایبنده باشد و لباس این عمل بخواند و هجو بازی و عشق بازی شیوه و نان بیغره در مقام شان معمول است و نوکران و پوشاک انقردم بهترین لباس بهترین خوراک سایر افغات سوخته باسنان آن گنجیت و زوجة و لها طاعت و دلخوشان كتا شيرین است و تصحیح از شکر نامی مسلمی افغانی میكونيد دهم فارسی وشتر ادان را صحبت میتوانند مردی باشی یعنی هیچ دلی در نغمات کمتر را با بيا فرا نه و بسيار دو مطرب و آواز را ميشاق وخیا ملین و خشک خراج و مرافعه چاق كنند و با حریص خون رو در آرديكير ديكري قرار دهد. افغانان مربوط می شوند و بتجارت و کرایشی شتر از سایر کارها اقدام دارند و مطلب آشنا میباشند از اهالی هنود در د قند ما ر خیلی سكند دارند مايه نگذارد میوه خوب این مملكت انار قنداب عمل میآید که در چهار کرسی شهر قندهار واقع است بهترین میوه هایش شفتالود نار است كه بقدر دو قديد سجانی اما شفتالود می شد و دیگر بوع زرد آلوی کوچکی دارد که باور و شکار باره میکویند و هم کشش انگوری دارد که انرا آب جوش میامند از غنی که درایمان حته اوالی مرکز وشیرین تر میباشد از صنایع قندهار عمل زرکری ومینائی دحفاری خوب دارد در خارج آن شهر ریلی که بطرف کوهی است موسوم لكوه بخار در انگوه امام زاده از اولاد حضرت موسی ابن جعفر مدفون است که شاهزاده مسعود و بعضی مقصود مینامند در سمت آن قندهار قرار شیر معدن طلا ظاهر شده و در مکطرف آن سنك تسبيح آبی ممولی که درایران متداول است و از حجار آن بزرگوار خیردانه تسبیح سك انکوه چرخ بكر بيتو بیای تماشای گاه حتى پياله و دستعصائی عمل نمی آید و بعضی از سنگهای خوب که از آن معدن عايد ميشود بقیمت شصت تومان داد وستد مینمایند و ممكن است در سایر نقاط ایران و عثمانی بصید تومان خریداری نمایند از امراض متداول این علدت توبه دپرا قان فراوانست در کمال بكوا ودين او در شكر این شهر است میرزائی است

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 48. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/48 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/48
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record