Machine transcription
نسخہ ضیاء المعرفہ صفحہ ۴۲
این شهرست این صحرانشین زیاده تر گوسفند سیاه دار و اغنام قراه شهریست در یمن بهر شهر و دو پرند واقع است که گیاه
عمدة شجر در داخل طرف شمال این نقطه است شهر قدیمیش قابل تعمیر میباشد اگرچه مرحوم امیر عبدالرحمن خان داخل در تفکر و تعمیرات آن نبوده
اما تا بحال آن به سرحد کمال نرسیده نقطة محل مخصوصی است اقامت عساکر سواره پیاده نظام پادشاه و سکنه آن شهر ضمنا کم است متجاوز از سه هز
نفوس نیست تبعیت له ومات اطراف آن خوش آب و هوا و باعتدال از قندهار نز دیکتر است و ارضی حاصل خیز دارد شت آن تا شهر هرات
چهل فرسنگ است در علایق آن بیشتر دارای حیوانات شتر گائمه اند و بفطرت اهالی آن سوئی و دروغ گو و کج عناد و کم طرف مدارام
خدیه و لئاما و حیلت شعار و دور از سواد آباد و کمش ابنا وقت در دزد گانی و سخن چینی بیفصل و کمال تخم مجاهده سابق براین زمان
بعضی از خانواده های محترم و داد آگهان در آن شهر ساکن بوده اند و کنون منقرضند و کسی از آنها در کمال باقی نمانده است بی
چوبیدان تهی گرد دار شگره شیر در اید بدان عرصه روباه ویر صاحب نصاب سر بینا ابونصر معروف یکی از قدما و پیشینیان
اهالی فراه بوده هرات شهریست ایجاد قدیم بنای اول آن موسوم بشمیران بوده که یکو آن ارگ حالیه است و بعد از ان
در شتر نده هزار قدمی شهر حالیه کناره رودخانه بزرگ هرات شهری بنا نهاده شده است که عرصه آن بیزار جریب است و طلا آن شهر موسوم ابدال
جریب و بسیاری بروج و حصاری به آن اند و طرف شمال اول بیست و چون کمال آن ریخته شهر نموده و هم بنای آن بواسطه اشتباهی رستا
متعاقب شده بود تدریج زان اهالی و سکنه آن متفرق شده و مجددا اطرف شمیران را محل سکنا و ملجاء خود قرار دادند که شهر حالیه است
و فعلا چند قریه از اهالی نیا ز جریب در اطراف و نواحی آن سکنه اما اراضی و سط آن شهر را کشت و زرع می نمایند در شهر حالیه آن
بنای برج و باره محکمی از سلاطین سابقه گذاشته شده که نسبت آنر ابلهر اسب و گشتاسب و سکندر فیلقوس و سکندر رومینه
و در ایام شهر قبل از عمارت مورخین مینویسند متجلا در قتل و غارت از چنگیز که بعد از قتل و غارت ثانوی چند سال داخل شهر مگردید ومحل
زراعت بوده که مردمان در پیش سایه نیست میکردند نیز متصل نغز قطاع الطریق دزد جل عمارت مخرو به نزدیک مارو پناه گرفته و
و بتو اغل دست می بزدند تا قا آن پسر چنگیز بدان خطه آمده آب هوای این پسندیده محل اقامت خود قرار داد و در تعمیر و اباد آن کوش
زیادی نمود و بسیار خانواده چنگیز در هرات موبدانه تا زمانی است خود و اکنون هم از نتایج آنها علم خان نامی چنگیزی و جمعی دیگر مرشد ومحل برازان
چنگیز و کارنامه بسیارنهایت خوابه عصب به نصائح در روسه که در مطعه سنگی هرات میباشد که واقع است و آن نقطه حالی از بینیا نیست
خلاصه در این شهر از کلمات و محکم از پادشاها نیا که فطرت یادگاری مسجد مسجد جامع سلطان غیاث الدین غوری بنا نهاده که اول بانی
صنعتام شرق زمین است اگر شرح آن را بیان نمایم مفصل ا و از چنبر سلاطین غور و از بکنیه وغیره نیز معدنی در خارج در وازه ملک نا
نهاده شده بود که مهندس و معمار آن کوئی تربیت یافته استاد ازل بوده اند و مردمان فکر و خیال بپایه آن با ختی میشود اپنے
شکل اول ملکان غور بوده اند که بکریہ متفق بودند و مستعد دو تم امیر تیمور گورکانی بنا نهاده و سی تم از بنا های سلطان حسین میرزای بای
بعده آباد و صلا دیگر بنا نسبت سلاطین صفویه میدهند و هم میگویند مشائخ و سایر سلاطین اوزبک که بهرات بوده نهمش نده و اقلام
اما نیز از حیف که از حوادث زمان در عهد نادر شاه یکناره آن شکسته و مخروبه شده و در مناره مسجد ممتا ز باقی بود سر کدام محل و جایگاه
مخصوصی داشت تا در سی و هزار وسیصد و چهار بخیال اینکه مبادا بر نام علاه یعقوبی عساکر روس بهرات آن خطه را سنگر قرار داده
در شهر مستولی شوند محمد حسین دره سائی دو انگلیس مرحوم امیر عبدالرحمن خان واداشته بر یکی تمام آن بنا را خراب نماید و آخرالاما
پیا در نه بروج مسجد را محکم سازند بلقامعها غزانی آن نقطه را دو نمد زیرو باروت و نقت مسجد عروفات را خراب کردند اما مناره های
كيفيت ملكين
غور اگر چه شهر خود
اهالی فراه است که دزدی
اسپ میکنند و سگ از خود
شیر شود د معاد را شوم خوانا
در وطن میزنند و نان که متن
آفتاب دو گناه اقرار خورش
مینامند
نام شمبران
بیان تفصیل
نموده که در ابتدا و بنیاد
بنا را زارانی نهاده که موسوم
بشمیر و ملکه قلال ابن تان
و بنام آن رنج شما
و میکرون
قبر رقعه
سلطان حسین میرزا
با مقا و مقبر مصطفی دست
که مرکز زیارته میشود به
لوح قبر آن که سه پاس
ماست میرزرد
می بینید تحلقها
می یابند
مدرسه گوهر مهر
سلاطین صفویه میخواند این
یک مصلا امیر تیمور گورگان
نموده و در آخر آن پهرستان
معروف بهرات
ساخته اند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
