Machine transcription
نسخه
غزلیات
صفحه ۴۲
ردیف
صن حا
نامه یار نگه داشته قاصد که مباد
زانشک چشم من دلخسته شود تر کاغذ
سبب گریه ام آن است که در نامه یار
ناپیدا شرح جفا پر شده از سر کاغذ
حرف
دل عشاق سپند است مریاضی گوئی
که پی سوختن او شده مجمر کاغذ
دلم ز هجرت روی تو شد کباب آخر
حدیث عشق تو ترسم شود کتاب آخر
ملامت دل مجنون مکن بفرقت یار
که پای بند تو گردند شیخ و شاب آخر
چه حاجت است به تفسیر کلک دلها چون
بنگاه چشم تو ما را کند خراب آخر
چگونه باز بمسجد روم پی طاعت
مرا که خرقه شد آلوده شراب آخر
شبی که بود مرا انتظار مقدم دوست
سحر دمید و نشد دیده ام بخواب آخر
نخست شور و همایون عراق زابل رفت
همات در لک و حجاز و نوا رباب آخر
گمان مکن که مرا نیست حاصل شب هجر
شدم بدولت وصل تو کامیاب آخر
بدین امید گنه میکنم که در محشر
ز عاشق تو نگیره کسی حساب آخر
در بهشت برویم کشاده خواهد شد
که با غم تو توان کرد فتح باب آخر
در انتظار نشینم بصد هزار امید
بود که یار برون آید از حجاب آخر
وصال یار به پیری بود مریاضی را
چو در زمانه شدش موسم شباب آخر
ای دل بسر کوی بتان پای نگهدار
هر چند تو را صدمه رسد جای نگهدار
از ترس برون آئی اگر طالب وصلی
کیسه م که سر از تن برود پای نگهدار
زنگ همه لولی صفتان گوی و بعشرت
یک دلبر کی انجمن آرای نگهدار
جنت کوی بتان منزل مقصود نباشد
آنجا چورسی حرمت ماوای نگهدار
مجنون چه شتابان گذری از بر لیلی
یکدم قدم بادیه پیمای نگهدار
آید چولب یار مریاضی مدام
یکدم لب لعل نفس افزای نگهدار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
