Machine transcription
(٢٢)
(٦١)
من ترسیده بودم که وقت من صرف و آخرین پول من کم شده است.
ولی نه ای برادر ! من هنوز هم پیش خود چیزی دارم. قسمت
مرا چندان فریب نداده و همه چیز را از من نه ربوده است.
*
خرید و فروش بپایان رسیده است.
سود و سودا از هر دو طرف انجام یافته. اکنون وقت آن فرا
رسیده است که بخانه خود بروم.
ولی تو ای دربان، حق گذر میخواهی ؟
خوب است . اندیشه مکن . من هنوز چیزی دارم. قسمت من
چندان مرا فریب نداده و همه چیز مرا از من نگرفته است.
*
صدای باد در جنگل مرا به آمدن طوفان تهدید میکند
و ابرهائیکه در غرب فرود آمده اند منتظر چیز خوبی نیستند:
منتظر بادها هستند .
من می شتابم تا پیش از آنکه شب فرارسد از دریا گذشته باشم.
ای ناو خدا ، تو حق خود را میخواهی !
اندیشه مکن . من هنوز چیزی دارم .
آری برادر من! من هنوز چیزی دارم . قسمت من همه چیز را از
من نه ربوده و چندان مرا فریب نداده است .
*
سر راه، در سایه درخت، گدائی نشسته است . بروی من
نگاه میکند. آرزوئی دارد . زهرۀ گفتن آنرا ندارد .
می پندارد که من از مزدکار روز توانگر هستم .
آری ای برادر ، من هنوز چیزی دارم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
