Machine transcription
(٥٦)
همچنان دیوانه باموهای کهربائی وغبار آلود خویش بر ساحل
تنها گردش میکرد و سنگ فارس میجست .
روزی روستائی بسری آمد و پرسید: بگو این زنجیر زرین را
که در میان تو بسته است از کجا دریافتی ؟
دیوانه نگاه کرد . زنجیری که آهنین بود زرین شده بود.
در رویا نبود، خواب نمیدید ولی نمیدانست در چه هنگامی آهن
وی زر شده است .
به وحشت بر سر خویش زدو گفت آه چه هنگامی به آرزوی
خویش رسیده است. بی آنکه بداند خو کرده بود که هر سنگ را
گرفته و بزنجیر خود بزند و آنگاه بی آنکه بازنگرد که آیا
زنجیر زرین شده است یانه آن سنگ را دور بیندازد .
دیوانه سنگ فارس را یافته و باز گم کرده بود .
آفتاب می نشست. آسمان زرین شده بود .
دیوانه قدمهایش را از سر گرفت تا گمشده ایرا که یافته بود
جستجو کند. توان او از میان رفت ، پیکر وی خمیده وقدش
در گرد و خاک پوشیده شده بود، چون درختی که آنرا از ریشه
کشیده باشند .
-٦٢-
هر چند شام با قدمهای شمرده و آهسته فرا میرسد و اشاره
کرده است که همه نغمه ها خموش شوند ،
هر چند همرهان تو رفته اند آرام کنند و توخسته هستی ،
هر چند ترس وهول در ظلمت و تاریکی حکمفرماست وروی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
