Machine transcription
(ب)
«تاگور» درمیان این انسانها يك انسان است. در کاروانهای
بیشماری که بر سطح وفراز بیابانها و کوههای شرق، بسوی انجام
حیات دنیائی سفر کرده اند ، از کاروان « ریشی » های قدیم،
برای سرودهای روزگار ماهين يك تن بازمانده بود تا در عصر
خود بيايد و ازین عصر به اعصار آینده برود .
پیام تاگور صلح در جنگ زندگانی است. مهر درین آدم
جزء طبیعت انسانی و پایهٔ استواری نهاد بشریست: گاومیش های
گل آلود را زیبا میسازد و جمال را دوست دارد .
قریحهٔ تاگور گاهی ، در يك دایرهٔ سپید، چون پیکر سیاه
برجسته ای حرکت میکند . گاهی آن پیکر سپید و آن دایره سیاه
است . با همه رمزیکه در روح و اندیشه خود دارد سرور او سرور
واندوه وی اندوه است . شگفت خواهد بود اگر گاهی از سرور
اشک ریخته باشد ؛ اما چون آموزگار است و میخواهد رهنما باشد
بر بسی دردها واندوه ها تبسم کرده است .
«تاگور» نبوغ ندارد، اگر نبوغ وجود داشته باشد: «سویهٔ
متوقع رسائی» انسانرا باین مزیت تعبیر نمودن چیز دیگر است و
بحث دیگر .
«تاگور» محض يك چشم بینا و يك دل دانا دارد : چشم بینائی
که جمال را در طبیعت نادیده نمیگذارد ، و دل دانائی که درد
انسانرا در قلب هستی حس میکند .
«تا گور» بمهر طبیعت زنده و بدرك وستایش آن جاوید است.
این کار را مردم گمنام دیگر هم توانسته و کرده اند اما شهرت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
