Machine transcription
سخن مترجم
چون باغ همه انسانها، باغ تاگور «کائنات» و گل
این باغ «حیات» است. باغبان آن «روح بشر» است که در سرحد
مجهولی، میان «انسان» و «دیگر زندگان»، آواره میگردد و به
وهم میجوید : چون کامل نیست آنچه را میجوید نمییابد ؛ چون
بکمال نرسیده است ، درد میکشد . این درد مجهول را میجوید:
آنرا نمییابد . چون از کمال محروم است، فریاد میکند . این
فریاد مجهول را میجوید ، آنرا نیز نمی یا بد. نومید
میشود : از توقع کمال در میگذرد ؛ محض بوجود قناعت میکند.
برای دوام وجود، هنگامۀ مخفی مرگ آرزومندیهای خویشرا
در پردۀ پندار سرور پنهان میکند . گاهی کفن سپیدی را
در تابوت سیاهی میگذارد و گاهی تابوت سیاهی را در پار چۀ
سپیدی میپوشد . روح جوینده و ناکام خویشرا فریب میدهد .
برای او میسراید و آن نغمه را نغمه سرور مینامد . چون سرور
نمی آورد، آنرا سرود اندوه نام میگذارد .
این مضامین «حیات و اندیشه »، همان اند که زندگی آنرا
بر لوحۀ يك مقصد مجهول نگاشته و در آغوش انسانها گذاشته
است تا با آن در کاینات گردش کنند ، و آنرا برخود و بر
دیگران فرا خوانند . آنچه يك انسان را از دیگر انسان درین
رمز ازلی و ابدی امتیاز میبخشد، اختلاف انسانها در شیوۀ فرا ـ
خواندن این طلسم هستی است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
