Machine transcription
(٢٥)
«خوب، بخشی از مردم هوشیار و برخی احمق هستند. برخی محتاط
دیگران بی پروا هستند . چشمانی هستند که از خود خوشی و تبسم
آشکار می کنند؛ چشمانی هستند که میگریند . چشم های من
ازان چشمها ئیست که ازان جنون و دیوانگی می بارد .
ای جوان ! چرا در سایهٔ آن درخت چنان آرام و بی حرکت
ایستاده ای ؟
پاهای من از گرانی قلب من خسته شده اند. در سایهٔ درخت
ایستاده ام و نمیتوانم حرکت کنم .
آه! شرم است ! .
خوب! بخشی از مردم راه می پیمایند . برخی دم میگیرند.
دیگران پایها آزاد دارند و برخی پای در زنجیر هستند.پاهای من هم
ازان پاهاست که در زیر بار گران دل من خسته اند .
-٢٦-
- هرچه از تو بمن برسد بان می سازم . بیشتر از آنچه تو
بمن میدهی نمی خواهم .
- آری،آری، ای گدای محجوب!ترا میشناسم ، تو همه
چیزهائیرا که کسی داشته می تواند میخواهی .
-اگر حمایل گلی باشد، آنرا در دل خود جاخواهم داد.
-ولی اگر خار باشد ؟
-تحمل میکنم .
- آری!ای گدای محجوب من ترا می شناسم تو همه دارائی مردم
را میخواهی .
اگر صرف یکبار چشمان پر از مهرت را بالا کنی و نگاهی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
