Machine transcription
(۱۷)
عندلیب ها از سرودن خسته و خموش بودند .
در کنار جاده قدم می زدم . نمیدانم چرا!
چیزی که بر کنار آب بنا یافته بود در سایه در ختی جا دارد
که چون سایبان بر آن فرود آمده .
در آنجا کسی مشغول کار بود. موسیقی خوش آهنگ باز ب های
او شنیده میشد .
نزديك چير توقف كردم . نمیدانم چرا!
در پیچ و خم جاده تنگ کشتزار خردل و جنگل های انبوه انبه
افتیده . جاده از پهلوی معبد دهکده میگذرد . بازار
در کنار در یاست .
نزديك چير توقف كردم . نمیدانم چرا ؟
سالیان درازی پيش يك روز نو بهار پر از نسیم زمزمه بهار
خمار داشت بر گریزان شکوفه های درخت «انبه» برخاك بود
آبها میرقصیدند بازی و زمزمه می کردند و پای کوزه مین
را که در کرانه گذاشته شده بود می بوسیدند .
من آن روز نوبهار پر نسیم را بخاطر میاورم . نمیدانم چرا ؟
سایه ها تیره میشوند رمه ها به خانه برمیگردند .
روشنی روی مرغزار ها نیم ظلمانیست . روستائیان بر ساحل
منتظر قایق اند .
من آهسته بازمی گردم نمیدانم چرا ؟
—۱۵—
مانند آهوئی که در سایه درختان جنگل میدود وازخوشبوئی
مشك خویش دیوانه و مست است میدوم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
