Machine transcription
(١٦)
من خموش ایستاده بودم . حرفی از زبان من برون نیامد .
تنها صدای مرغی از بین بیشه كشن شنیده میشد .
درخت انبه شگوفه هایش را بر سر راه دهکده نثار
کرده بود . زنبور های عسل یکی پی دیگر میامدند
وزمزمه میکردند .
برکنار حوض ، درب معبد « شیوا » باز بود و نیایشگر
نیایش خود را آغاز کرده بود .
ظرف در آغوش تو بود و گاو را میدوشیدی . من آنجا
ایستاده بودم . ظرف من خالی بود. نزديك تو نیامدم .
زنگ معبد آسمانرا بیدار کرد .
راه در غبار سم رمه پنهان شده بود .
زنها با کوزه هایشان از دریا باز میگشتند
دستبندهایتو به آواز ظریفی صدا میکردند . کف شیر
بر کناره های ظرف تو بالا آمده بود .
صبح گذشت ومن نزديك تو نیامدم .
-۱۴-
در کنار جاده راه می پیمودم . نمی دانم چرا !
نیمروز گذشته بود .
شاخه های بانس از وزش باد میخروشید
سایه ها با آغوش باز بپای روشنی شتابنده و پرتوی که
فرار میکرد افتیده مانند دستهائی می نمودند که به نیاز
دراز شده باشند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
