Machine transcription
(۱۱)
-۹-
شباهنگام چون بتنهائی سوی میعاد عشق خود براه میافتم
پرنده ها خموش ، باد آرام و خانه ها بر دو طرف جاده بیصدا
می باشند .
تنها پایهای خودمن است که بهر گام آواز آنها بلندتر
میشود و من شرمگین میشوم .
هنگامیکه در «مهتابی» خودخموش نشسته و باواز قدم های
محبوب گوش میدهم، برک درختان بهم نمیخورد . آبهای دریا
مانند شمشیر بهره داری که بخواب رفته باشد بیحرکت است .
تنها دل خودمن است که وحشیانه میتپد و من نمیدانم چگونه
آنرا رام بسازم .
هنگامیکه معشوق من میآید و پهلوی من مینشیند، در پیکرمن
لرزه میافتد . مژگان من خسته میشوند .شب تاريك میگردد . باد
چراغ راخاموش میکند . وابز برروی ستارگان نقاب میکشد .
تنها همان گوهر تابنده می ماند که در سینهٔ خود آویختهام.
می درخشد ومی تابد ... نمیدانم چگونه آنراپنهان کنم .
-۱۰-
ای عروس . بگذار کارت بماند. گوش بده مهمان آمده است.
آیا میشنوی ؟ زنجیردررا آهسته میزند .
نکوبنگر که آواز پای تو بلند نشود و چون اورامیپذیری
قدم های تو شتابنده نباشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
