Machine transcription
زنی شیرین سخن درمیان زال ورودا به پیغام بر بود. دو دل داده به همدیگر
پیام مهر و آرزو میفرستادند.
روزی پس از انکه زن پیغام زال را به رودا ببرد سین دخت بروبد گمان گشت.
چون در یافت که زال ورودا به شبی تا بامداد با هم نشسته ود ل پیما ن
بهم بسته اند ناچار آه نکشید.
سین دخت از هراس انکه مبادا مهراب آگه شود بدل رنجور سوگوار گردید.
مهراب کار او را جویا شد. سین دخت چون سر گزشت باز گفت مهراب دست بردسته
تیغ نهاد. تنش لرزید ورخش چون لا جورد شد .
سین دخت زار گریست . باخرد وزاری او را نرم کرد واز انجام نيك
سخن را ند .
چون منوچهر از خانه مهراب ودستان سام آگهی یافت پردرد شد . نوذر
را فرستاد تابه سام برساند که پیش از رفتن به زابل بدربار منو چهر شاه
بیاید .
سام جهان پهلوان از دیدن نوذر بدل شاد شد و آهنگ در بارمنو چهر کرد.
منو چهر با سپاه گران و مهان بر سر راه اورفت . چون به کاخ شاهی
باز گشتند او را بنواخت و پهلوی خود بر نشاند .
منو چهر ماز جنگ زندران باز پرسید . سام از پیروزی و پهلوانی
خود سخن ها گفت چون شاه از مهراب سخن بمیان نیاورد ، سام نیز دران
خاموش ماند .
رو ز دیگر تا سام سخن میزد منو چهر شاه بدوفرمان داد که کنون
بایستی تخم اژدها از جهان برداری. برو و مهراب و کابلستان را خراب کن.
سام جهان پهلوان را فرمان شاه ناگوار وشگفت آمدولی مانند گردان
پاکدل آنرا بی سخن پذیرفت. آنگاه بی آنکه ازدل خود و درد فرزند
سخن گوید لگام سوی کابلستان باز گردانید زال چون از کارپد آگاه
(۸۳)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
