Machine transcription
شد نزد او شتافت. روزگار گذشته را باز آورد و پیش پدر نهاد و آنکه
پیمان اورا بیاد دارد. دو کوه یکی پیمان با فرزند درد رسیده و دیگری فرمان
شاه بر پیکر گرد زابل فرود آمد.
سام در ان کار فروماند. رای زد. فرزند را فرمان داد تا خود نزد يك
منوچهر شود. شاید هنر و جوانی او خاطر شاه را شاد کند و فرمان تباهی
کابلستان را باز خواهد.
زال برسنجش پدر آفرین خواند. نویسنده آمد و بفرمای سام نریمان
نبشت:
این نامه از سوی آن پهلو ان گرد افگن گرز دار بسوی شهریار
می آید که نیرویش هماره و همگان برای آرزوی پاد شاه کار کرده.
بد استان اژدهای رود کشف بمرگ گردان کرگساران و خون یلان مازندران
که کار آنان را به گرز گران و فرمان شاه راست کرده ام به پادشاه
میدهم که شهریار خود گواه پیمان من با زال است. زال را فرستادم تا حال
خود بازگوید باشد که شهریار سخن پهلوانی را گرامی دارد و روا نشمرد
که دشمن شکن پیمان شکن گردد.
زال چون بچه سیمرغ بسوی منوچهر تاخت تا آنجا هنر آزماید و دل
منوچهر را از کین مهراب پاک سازد. پیام سام یکز خم را برساند و به
پیمان دوستی خود با رودا به گراید.
چو این داستان در کابل فاش گشت سر مرزبان مهراب از پر خاش پر شد.
برسین دخت براشفت و راز پیکار سام را به خشونت با او در میان نهاد.
سین دخت گفت که اگر مهراب بد و باز گزارد نزد سام رود و او را
از راه تباهی کابلستان بازگرداند.
سین دخت بنام فرستاده مهراب با خواسته های فراوان نزد سام رسید.
به رنگیکه پهلوانان خردمند راستوده آید سخن راند و سام فرو مانده در
کار را نرم ساخت.
(٨٤)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
