Machine transcription
چون به پادشاه خبر رسید سخت بر آشفت و فرمان داد تا جنگجو یان او کمر
ببندند. شهزاده بست از شکار باز گشت. آنقدر خسته بود که اگر میگذ اشتند
با آفتاب یکجا بلند میشد .
بامداد روز دیگر (رایبا) از باره فرو نگریست و دید اطراف خیمه سپاهیان
پر کرده است (پتی) را از خواب بیدار کرد . چون برخاست (پردل) را فرمان
داد که نعره کند و از عزم ایشان بپرسد .
پهلوانی از بیرون پاسخ داد که جنگجویان شاه برای پیکار آمده اند .
چون سبب را پرسیدند معلوم شد که غصب خزینه پادشاه را بر انگیخته است شهز اده
(کرم) ر اخواست (کرم) حقیقت را با او در میان گذاشت . شهزاده سخت اند
وهگین شد . همراهان وی گفتند : «چون ما تشنه پیکاریم چرا اند وهگین
هستید ؟» شهزاده گفت جنگ مرگ می آورد . مرگ نجات از مسئولیت
است اما نقض قول مر گیست که مسئولیت دارد . آنچه مرا اند و هگین
میسازد جنگ نیست . کاش کرم طوری که برای جنگ آماده است ما را
پیش از جنگ مغلوب نمیساخت»
آنگاه شهزاد ه بست نامه نوشت و حقیقت امررا به پادشاه رسانید . پادشا ه
که بهانه می جست حاضر نشد خزینه را در یابد و باز گر دد . پس مقرر
داشتند تا بامداد دیگر به میدان برایند . در آن روزگار پهلوانان تن به تن
میجنگیدند. سی روز باهم جنگیدند و سی پهلوان ازهمراهان (پتی) را کشتند.
شمار کشتگان پادشاه به سه صد میرسید . ده روز دیگر نبرد کردند نه پهلوان
(بست) ازدنیا رفت و شصت مرد از جانب شاه بخون غلطیده بود.روز یازدهم
هم شهزاده بست بمیدان رفت و سی روز نبردجست . بیشمار پهلوانان را بکشت
چون ماه نو شد و کمر بست (رایبا) با و گفت مرو! شهز اده بست گفت
«نمیدانم چگونه مرا باز میداری ؟»
رایبا گفت : «خوابی دیده ام سخت پریشان . دیدم که پیر مردی نورانی
چادرم را میگیرد و بر پشت اسپ میگسترد .
(٥٩)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
