Machine transcription
را آزرد. بر کبوتران صحرائی فلاخن نمیزنند، و معتقد هستند که شکار این
مخلوقات بی آزار شگون بدی دارد. گرگها را عقوبت میکنند، زیرا
از ایشان به بره های معصوم رنج میرسد. به سگها مهربان هستند، زیرا
میدانند که این مخلوق، پاسبان ضعیف تر از خود است، و احسانها ئی
که دیده است به جلوه مجلل و زیبای وفادر هر نگاه او میدرخشد. بیماری
شتر آنها را اندوهگین میسازد. حتی از صدای زاغ خویشتن را به مژده
خوشی مسرور میسازند. به عقایدی که امید و قوت میدهد و خیر و صلاح
میاورد، نام خرافات و موهومات نمیگذارند، قلب شان آشیان راستی و محبت
و سینه شان خانه صفا و معصومیت است.
زندگی پر از ظرافت، و سادگی آنها در نزد ما، افسانه پریان است.
کسیکه چون من به جهان ایشان آشناست، آشنائی شان را به جهانی
نمی فروشد. هر کاروانی که از شب میگذرد، آتشهای پراکنده ستارگان
خاموش میشود هر روزیکه به پایان میرسد و خورشید در غژدی سیاه شب
نهان میگردد، خاطرات من زنده میشوند، و بیاد کاروانهایی می افتم که
دیگر کوچ کرده و جز صحرای بایری از خود بجا نگذاشته اند.
آتشهای افروخته آنها هنوز در قلب من میدرخشد. هر نفسیکه فرو میرود!
ممدحیات این شراره ها، و چون بر می آید نسیم فرح بخش آن
ابرهای تیره ئی را که فضای زندگی پر از علایق امروزی مرا تاریک ساخته
اند، نابود میکند.
من از کوچیانی که در دشت قریب دهکده ما فرود می آیند خاطرات
شیرینی دارم، که روزگار کودکی پر از سرور من آنرا ربوده، ولی با زهم
سیل تند زمان نتوانسته است نقش آنرا از صفحه قلب من، بزداید.
هرگز نمیتوانم فراموش کنم هنگا میکه، در حلقه کودکان همسال
خود داخل میشدم، مرا چسان مانند سرور و شادی کودکانه با تعارفات
ساده و طفلانه استقبال میکردند. پیر زنی که بیش از هشتاد بار، بهار
(٤٤)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
