Machine transcription
روشنی ماه و ستارگان را در آغوش میکشیدم نمیدانم این دریائی که من در ان دست
و پا میزنم چرا مرا یکبارگی غرق نمیکند و با آنکه به ساحل نمیاندازد ...
موج های كوچك و بزرگ خاطرات مرا خسته و ناتوان ساخته اند. كاش
نگذارند برای آزاد خویش نفسی تازه كنم و يا اینکه نمانند فرو روم و
محتاج نفس گردم.
قلب من او را صدا میزند تاسیمای رنگ پریده، نفس های سوخته، موهای
پریشان، چشمهای اشك آلود، نگاه های منتقم، نظرهای قاهر، مژگان
شكافنده، لبان خشك، گریبان پاره، احساسات بر انگیخته، عواطف پرجوش،
قلب پرخروش و سیمای لعنت كنندۀ خود را بما نشان بدهد ولی او میگوید
مرا با دیگر ی سروكار نیست. من انتقام خود را از تو میستانم زود تر از نزديك
خود خواهم یافت و این پنجه های سرخ را در گلوی تو فرو خواهم برد.
کاش این کابوس خوفناكی را که وقتی من آنرا دوست داشتم و
در انتظار او لحظات و دقایق زندگی خود را میشمردم دیده میتوانستید چه
قدرتی به او داده اند كه چنین مرا مغلوب ساخته است. آیا مغلوبیت این قدر قوی
و نیرومند است... بلی میلر زم... این لرزش سالها با من همراه
است... آیا خیال میکنید كه من در مقابل دشمن توانائی واقع شده ام؟...
راستی ظلم و استبداد من خیلی قوی بود... این همان قساوت و سنگدلی خودم
است که مرا چنین خوار و زبون ساخته است... این من هستم كه خویشتن را
تهدید میکنم... و نمیگذارم افسانۀ خود را به پایان رسانم... این همان قدرت
خودم است كه مرا ذلیل و مغلوب میسازد... بلی این قوه که وفا وعاطفۀ نيك را كشت
و نيكوئی را با همه عظمت آن مغلوب ساخت واكنون مرا هلاک میکند و فنا
میسازد... شبح او هر لحظه خوفناك تر میشود. بمن میگوید نام او را نزد شما
نبرم... تهدید او بیجاست من خود توان ندارم این کار را بکنم.
او را خیلی دوست داشتم... یگانه زنی بود كه حقیقتاً قلب و روح مر اتسخیر
كرده بود. خیالش هماره در آسمان روح من میدرخشید. آفاق را برای من پر كرده بود.
(٢٦)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
