Machine transcription
حلمی:-مرده است.... آه ....دروازه را باز کن تا با هم گریه کنیم این
من هستم... حلمی .
عینو:- حلمی با عساکر فاتح می آید .... او باصدای دهل وشیپو ر فاتحین
می آید. او باجوانان و سپاهیان می آید... باز گردمن ترا نمی شناسم ...
حلمی:-من کسی دیگر نیستم.... عینو! من حلمی هستم آیا اینقدر ز ود
فراموش شده ام .... ؟ !
عینو:- آیا فوجیکه آوازفتح آن آفاق را پر کرده است چنین خموشانه به
شهر وارد شده است .....؟ بی دهل وشیپور می آید....؟ آیا حلمی از فاتحین نیست؟
حلمی:- من حلمی هستم ... زنده و فاتح باز گشته ام چرا درب قلعه را سر راست
بروی من نمی کشائی...؟ چرا مرا نمی شناسی ...؟وقت میگذرد .... شتاب کن
و مرا در یاب ....
عینو :- ترا چه شده است ... تنهایی ؟
حلمی:- چیزی نیست ... دروه را باز کن !...از آری تنهاستم .
عینو- چرا تنها آمدی...؟
حلمی:- برای آنکه دیگر توان نداشتم مهجور باشم و نتوانستم ترا نه بینم
پیشتر از دیگران آمدم تا بانگاه مختصری بر تو خود را حقیقتا بزرگ و فاتح
ببینم. من باید زود باز گردم...؟
عینو:- چرا زود بازمیگردی؟....
حلمی- برای آنکه باید با عساکر یکجا بشهر وارد شوم. پیش از آنکه
روز شود باید دراردو باشم... سه میل راه در پیش دارم.
عینو:-درب این قلعه بروی کسی باز نمیشود که برای خاطر يك زن قانون
را بشکند و وظیفه را فراموش کنند.
حلمی:- عینو! این صدای تست که قلب مرا می شکند ؟؟
عینو:- بلی باز گرد من نمیتوانم ترا ببینم...
حلمی :- مرا عفو کن...! اگر پدرت زنده می بود چنین نمیکرد ...
عینو:- به مردگان تهمت مکن... باز گرد... برو تا قانون تر ا عفو کند ...
(گریه گلوی او را میگیرد. )
حلمی:- (مایوسانه باز میگردد ) تبا قانون ...
پرده می افتد
(پایان)
با غبانی جدی ۱۳۲۱
( ۲۱ )
انتخاب پژواك ۱۰۰ جلد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
