Machine transcription
و تسلیم جلب میکند مسرور میسازد. آواز دهل و شیپور برای من پیام شادی و نیروست
آوازیست که به دشمنان مغلوب من یأس و حزن، ناتوانی و افسردگی میآورد
شیهۀ اسب من در میان اسبان که سواران شان مغلوب شدند بلند است و گوشها
برای شنیدن آن باز هستند. لمحۀ دیگری خود را جوانی مییابم که هر لحظه
ساغر قلبم از احساسات و عواطف لبریز است. جمال و جلال دنیا در حیطهٔ نگاه
من جمع میشود. عظمت روح من کوهها و وادیها را پر میکند. تخیل سعادتی
که به تأنی بطرف من میآید قلب مرا به تکانهای ناگهانی عرضه میدارد
هر چه نیازمند میشوم خویشتن را بزرگتر میبینم. الوهیت و تقدس روح مرا
در بر گرفته به هر تاریکی روبرو میشوم آنها را روشن میسازم، با اینکه مغلوب
و اسیر هستم، بیشتر از فتح و پیروزی تمتع میکنم، آن وقتهای فاتح
و نیرومندی بودم و این وقت عاشق و دلباخته هستم. آن وقت توان نیروی جسمانی
من مردم را بدور من جمع میکرد و اکنون نیاز روح من قلبی را برای من
مسخر میکند، نمیدانم آن همه کشور گشائی مرا شاد میسازد یا اینکه می بینم
دریچۀ قلبی برویم کشوده شده است مایه سرور و نشاط است. آه، که انسان را
به چه قوه های مخالفی سپرده اند که با او بازی کند؟! قلب همه چیز را برای
خود میخواهد و ساغرش را بمن تقدیم میکند که آنرا از عشق و مستی، از عواطف
و آرزو ها پر کنم و جامی بسلامتی خود سر کشم و دیوانه وار در وادی پر امن
و آرامش رقصی کنم و گوشم را به آواز پر از جمال نی پر تأثیری وقف نمایم
و ببینم در آغوش زهرۀ تابنده و روشن و ماه زیبا همه چیز را جز آرزوی خود
فراموش کرده ام. از آبهای زمینی، سبزهها، اشجار، وادیها، کوهها، دشت
و دمن هائی که بمن زندگی خوش و حیات بخشوده اند، قبرها و آبداتی که تماشای
آنها مرا به خاطرات حزن می سپارد و در آن پدران و مادران، خواهران و برادران
من خفته و از دل خاك چشم شان برای دیدن خوشبختی و بدبختی بزرگی
و کوچکی شکست و فتح من باز است چشم پوشیده ام. آن قوۀ مقدس دیگری که
برای دانائی و تعقل نظام این همه کائنات را استوار داشته است میگوید:
(٤)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
