Machine transcription
بتعویق اندازند میتوانند دوروزی بعدشیپور قشون کشی را بصدا در آورند.
آیا باید همیشه پنجههای جوانان نخست بخون دشمن بعد از آن به حنای سعادت
رنگ شود؟.... ما باید هماره بیرق فتح را در مقابل مردم بلند کنیم تا بتوانیم
خویشتن را لحظۀ مغلوب عشق دوشیزهگان ببینیم .... نمیدانیم نیاکان ما بخون
سردی پیری این کار را کردند و یا اینکه حجب سعادت شانرا باخون گرم جوانی مهر
نمودند و آنرا برای فرزندان خود به میراث گذاشتند؟ آه، ای افکار شوم دور شوید ...
خداوندا! گستاخی های مرا بیامرز ومرا عفو کن .. ... قلوب آنها پاک تر
واندیشه هایشان روشنتر از ما بود. آنها در پنجه احساسات وعواطف خویش
چون ما خوار وزبون نبودند. تحفههای ایشان برای محبوبه هایشان گرامی تر از ما
بود. آنها بجای لباسهای رنگین بیرقهای افراشته فتح را به محبوبه هایشان
میبردند ....
اگر گناهان جوانی مرا نمیبخشیدند این خون گرم را بمن نمیدادند. ای قلب
آرام شو. تو باید با شکوه وجلال بیشتری خودرا با وتقدیم کنی، اينک روشنی
صبح آفاق را فرا گرفته است، ظلمت شب فدا شده است. ستارگان نا پدید گردیدهاند
ماه افول نموده است. این چیزهای کوچک جای خود را برای چیز بزرگ تری
گذاشته اند . تو نیز ای دل من ! بگذار اندیشههای تاريك نابود شوند، آرزو های
كوچك از بين برود، ستارگان رخشنده تر ماه تابندهتر، وخورشید بزرگتر
در آسمان تو طلوع کند . بگذار خود را مسلح بسازم و همینکه فریاد شیپور
بلند شود سپاهیان دیگر در پهلوی من قرار گیرند من باید آنجا باشم و دیگران
به پهلوی من بایستند .
بلی وقتی از يك اميد بريديم باید آنرا بکلی فراموش وخودرا به آرزوی
دیگری پیوند کرد. ولی قلبی که بازیچه آرزوهاست هماره آنچه را بیشتر به او
شادی می آورد بیشتر نمی پسندد. يك لحظه مرد فاتحی هستم که همه دیده ها
بمن نگران اند و همه سپاهیان به خوشبختی من رشك ميبرند، بر ارواح با شهامت
وسلحشور حکومت میکنم. نگاه مرا از هر سو تحسین ها و آفرین ها ، تا بعیت
(۳)
يك بكهزار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
