Machine transcription
(٤٢٣)
نیز بوده اند که سلطان بزرگ را به بخل و امساك نكوهش كرده اند.
داستان امساك سلطان از دو جا سرچشمه گرفته (اول) روایاتی که بعضی از تاریخ نگاران مثل مؤلف حبیب السیر و روضة الصفا بسلطان جعل کردهاند و دیگران از ان ها اقتباس نموده اند.
«دوم» افسانه که در مورد شاعر بزرگ خراسان ابوالقاسم فردوسی طوسی ذکر شد، و به اشعاری که در هجو سلطان بوی منسوب داشته اند استناد گردیده.
اولاً این اشعار چنانکه در این اواخر تحقیق شده و پروفيسر محمود خان شیرانی (١) ثابت نموده است که ابیات جداگانه نمی باشد و از جاهای متفرق شهنامه فراهم گردیده در هجو سلطان نیست و بفرض محال این ابیات ازان فردوسی و در هجو سلطان بزرگ غزنه باشد بازهم عقيدهٔ شخصی و نتیجه عصبانیت و کدورتی است که شاعر بزرگ خراسان در بارهٔ سلطان نسبت به ندادن صله اظهار کرده و در این منظومه مسائل دیگری نیز هست که آن نظریات مانند امساك سلطان ـ موهون و بر خلاف حقایق تاریخ می باشد
چنانکه این بیت ها:
اگر شاه را شاه بودی پدر
اگر مادر شاه با نو بدی
بسر بر نهادی مرا تاج زر
مرا سیم و زر تا بزا نو بدی
و حقیقت غير این است زیرا هم پدر سلطان پادشاه بود و هم مادر وی بانو.
پدرش ناصرالدین سبکتگین بود که تخت غزنه بوجود وی افتخار داشت و مملکتی پهناور در فرمان او بود ـ تاج می پوشید و بر تخت می نشست و فرمان میراند و شهرها میگشود نام وی بر درهم و دینار نقش بود و القاب وی در خطبه ها خوانده می شد . دربار بغداد مانند سایر حکمداران آن عصر سلطنت او را تصدیق کرده و لقبش را ناصرالدین نهاده بود.
(١) دكتور ناظم صفحه (١٦٦) پاورقی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
