Machine transcription
(۳۹۸)
بوقت آنکه همی سیرخواب شوند
تو در شتاب سفر بوده ای و رنج سحر
شنیدهام که همیشه چنان بود دریا
که بر دو منزل آوش گوش گردد کر
همی نماید هیبت همی نماید شور
همی بر آید موجش بر ا بر محور
سه بار با تو بدریای بیکرانه شدم
نه موج دیدم و هیبت نه شور و نه شر
نخست روز که دریا تو را بدید بدید
که پیش فصل تو چون ناقص است و چون ابتر
همال نماند شد او بخواهد جفت
بقدر با تو نیارد ز دار بخواهد بر
چو کرد خویش نگه کرد مار ماهی دید
بگیرد تو مه تابان و زهره از هر
ز تو خلایق را خرمی و شادی بود
وز اوهمه خطر جان و بیم غرق و ضرر
چو قدرت تو نگه کرد قدر خویش بدید
چو آب کینه شد آب اندر و ز شرم حجر
از آب دریا گفتی همی بگوش آمد
که شهریارا دریا توئی و من قرقر
قصیده عسجدی که تنها در طبقات ناصری منهاج السراج آنرا از عنصری میدانند و دیگر همه تذکره نگاران ازان عسجدی میدانند این است :
تاشاه خسروان سفر سومنات کرد
کردار خویش را علم معجزات کرد
آثار روشن ملکان گذشته را
نزديك بخردان همه چون مشکلات کرد
بزدود نام کفر جهان را ز لوح دی
شکر و دعای خویشتن از واجبات کرد
شطرنج ملك باخت ملك با هزار شاه
هر شاه را به لعب دگر شاه مات کرد
محمود شهریار ملك انكه ملك را
بنیاد بر محامد و بر مکرمات کرد
شاها تو از سکندر بیشی بدان جهت
کو هر سفر که کرد به دیگر جهات کرد
عین رضای ایزد جوئی تو در سفر
ليك او سفر بجستن آب حیات کرد
تو کارها به نیزه و تیر و کمان کنی
او کارها به حیله و كلك و دوات کرد
بر دادن صلات کتابی بگردشاه
چونانکه بو حنیفه کتاب صلوة کرد
پس از شکستن بت سلطان امر داد که آنچه جواهر وطلا در معبد است بخزانه تحویل گردد معبد ویران شود و بجای آن مسجد آباد شود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
