Machine transcription
(۳۹۷)
پس آنکه او را کردند سو منات لقب
خبر فکندند اندر جهان که از دریا
مدبر همه خلق است و کرد کار جهان
بعلم او بود اندر جهان صلاح و فساد
گروه دیگر گفتندنی که این بت را
کسی نیاورد او را بدین مقام همی
بدین بگوید روز و بدین بگوید شب
چو این زد ریـا سرزد و بخشک آمد
به شیر خویش مراور ابشت گاو و کنون
فریضه هر روز آن سنگ را بشستندی
ز بهر شستن آن بت ز گنگ هر روزی
خدای حکم چنان کرده بود کان بت را
بدان نیست که مر آنرا بمکه باز برد
چوبیت بکند ز بتخانه مال بت برداشت
بر همنان را چندانکه دید سر ببرید
زخون کشته کزان بتکده بدریا راند
زبت پرستان چندان بکشت و چندان بست
خدای داند کانجا چه مایه مردم بود
میان بتکده ایستاده و سلیح بجنگ
خمی ز گرد ش در بابره فراز آمد
زهی مظفر و فیروز بخت دولت یار
تو بر کناره دریای سبز خیمه زده
توسومنات همی سوختی به بهمن ماه
لقب که دید که نام اندر او بود مضمر
بتی بر آمد زین گونه و بر این پیکر
ضیاء دهنده شمس است و نور بخش قمر
بحکم این بود اندر جهان قضا و قدر
بر آسمان برین بود جایگاه و مقر
که او ز آسمان بمدائن خود آمده است ایدر
بدین بگوید بحر و بدین بگوید بر
سجود کرد تد این را همه نبات و شجر
بدین تقرب خوانند کا ورا مادر
با آب گنگ و بشیر و بزعفران و شکر
دو جام آب رسیدی فزون زده ساغر
زجای بر کند این شهریار دین پرور
بکندایشک و با ما همی برد هم بر
بدست خویش به بتخانه در فگند آذر
بریده به سر آن کزهدی بتابد سر
چو سرخ لاله شد آبی چو سبز سیمنبر
که کشته بود و گرفته زخایشان به کشمر
همه در آرزوی جنگ و جنگ را از در
چوروز جنگ بامیان مصاف رستم زر
گسسته شد زره امید مردمان یکسر
که گوی برده ای از خسروان بعقل وهنر
شهان شراب زده بر کنار های شمر
شهان دیگر عود و مشك وعنبر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
